تبلیغات
مهاجر - استقلال!!!
مهاجر
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من

28


اسد سالروز استرداد استقلال افغانستان از چنگال غاصبانه


انگلیس

28 اسد سالروز استرداد استقلال!

28 اسد سالروز استرداد استقلال افغانستان از چنگال انگلیس های غاصب است .

امان الله خان که بعد از کشته شدن پدرش در شکار گاه کله گوش براریکه قدرت تکیه زده بود ، نخستین کاری که کرد همین بود که با شمشیر برهنه در بین مردم حضور یافته و در اولین سخنرانی خود بعد از به قدرت رسیدن بدون هیچ گونه ملاحظه ای  اعلان نمود که افغانستان بعد از این یک کشور کاملا مستقل بوده و در کلیه مناسبات داخلی و خارجی خود تصمیم خواهد گرفت. نماینده انگلیس که در این مجلس حضور داشت ، رو را بطرف او نموده و گفت تا این موضوع را به بزرگان خود برساند.

در پی این حرکت شجاعانه امان الله خان انگلیس ها آرام ننشسته و دست به اقداماتی زدند و یک سلسله جنگها را که در تاریخ موسوم به جنگ سوم افغان و انگلیس است راه اندازی نمودند که همه بی نتیجه بود ، زیرا افغانها در این جنگ در تمام ساحات با روحیه عالی و با هدف مقدس دفاع از آزادی و استقلال می جنگیدند. تصمیم قاطع امان الله خان ، پشتیبانی و روحیه ضد انگلیسی و آزادی خواهی مردم، غازیان را پیروز مندانه از میدان جنگ بدر آورده و در نتیجه افغانستان به عنوان یک کشور مستقل شناخته شد.

اینکه استقلال کشور درمراحل بعد گرفتار چه مصائیبی گردیده و در چه وضعیتی قرار گرفت ، و کشور مستقل ماند یانه ؟ می گذاریم این موضوع را به وقت دیگر . اما آنچه را میخواهیم در ادامه این مطلب بنگاریم این است که : استقلال چیست ؟ چه شرایطی را دارا است؟  از چگونه درجاتی برخوردار است ؟ آیا ما در شرایط فعلی مستقل هستیم یا نه ؟

بهترین و خلاصه ترین معنی  استقلال را در ذیل این کلمه در فرهنگ فارسی معین میخوانیم : برداشتن و بلند کردن ، بلند برآمدن ، بجای بلند آمدن ، ضابط امر خویش بودن، بخودی خود بکاری برایستادن بی شرکت غیری ، صاحب اختیار و آزادی کامل یک کشور (دولت و ملت) در امور سیاسی و اقتصادی ، بدون اعمال نفوذ خارجیان ( ظاهرا و باطنأ).

شرایط استقلال:

در منابع معتبر علوم سیاسی میخوانیم که : برای اینکه کشور مستقل به حساب آید معیار های به شرح ذیل شناسایی شده است :

1-    وجود دولت ثابت کرده که در صحنه بین المللی قدرت مافوقی را جزقواعد و موازین بین المللی نمی شناسد، بنأ کشور ی که طی قراردادی کشور دیگر را به عنوان قیم خود شناخته و خودرا در تحت الحمایگی او قرارداده و یا به اصطلاح خراج گذار کشور دیگر ی است ، این کشور مستقل نمی باشد.

2-    وجود قوه عالیه ای در داخل کشور که عنوان حاکمیت را دارد و در تمام داخل مرز های کشور اعمال قدرت می نماید بنا بر این اگر درداخل کشور قدرت مافوقی داشته باشد که آن قدرت فرمان می دهد حاکمیت با همان قدرت فرمانده نهایی است .

3-    کنترول نسبت به مردمی که در داخل کشور زندگی می کنند داشته باشد کشور ی مستقل است که بین مردم و آن دولت رابطه تابعیت باشد بتواند باوضع قانون و مقررات اعمال مردم را تحت نظارت و کنترول داشته باشد.

در مسئله استقلال کشور سیستم حکومت و شکل نظام و نوع اقتصاد آن تاثیر گذار نیست ، یعنی توجه نمی شود به اینکه سیستم دولتی فدرال دارد و یا مرکزی – مشروطه هست یا جمهوری – شیوه دموکراسی است یا دیکتاتوری ، اقتصاد آن سرمایه داری است یا سوسیالیستی .

درمقابل استقلال عنوانی رساتر از عدم استقلال را نمی توان بکار برد ، شاید کلمه وابستگی که بعضی ها استعمال کرده اند ، نتواند جای عدم استقلال را بگیرد . عدم استقلال باین معنی است که سرزمینی آزادی عمل را دارا نبوده و تحت نفوذ و کنترول قدرت دیگری قرار گیرد که در این مورد شاهدمثال های هم داریم .

درجات استقلال :

آیا استقلال درجاتی دارد؟ و آیا می شود استقلال را به کامل و ناقص تقسیم کرد و یا فقط یک نوع وجود دارد و نبودن آن یعنی عدم استقلال ، واقعیتهایی که در جامعه بین المللی شکل گرفته برای استقلال هم درجاتی قائل شده اند، مستقل ، تحت الحمایه . مستعمره .

1-    استقلال کامل : کشور وقتی عنوان مستقل دارد که بتواند با شخصیت حقوقی کامل در کلیه مسایل با سایر واحد های بین المللی معاهده تنظیم کند ، البته معاهد ه باید در چهار چوپ اصول حقوقی بین الملل باشد مگر در مواردی که اکثریتی از کشور ها اراده شان براین تعلق گرفته باشد که اصول جدیدی جانشین قواعد قبلی حقوق بین الملل گردد.

2-    استقلال ناقص: این کشور ها فقط در مورد بعضی از مسایل دارای استقلال هستند و قدرت مافوق و شخصیتی مثل کشور های مستقل دارند اما در مسائلی که اداره آن به کشور دیگری محول شده شخصیت حقوقی مستقل ندارند از آن جمله کشور های تحت الحمایه اند که باید پاره ای از مسایل آنها را کشور دیگری اداره نماید.

3-    بدون استقلال: سرزمین های که عنوان مستعمرات را دارند حاکم برسرنوشت خود نیستند و دارای استقلال نمی باشند و نمی توانند از جهت حقوق بین الملل مستقیمأ موضوع حق و تکلیف قرار گیرند اما از سال 1960 که قطعنامه ختم استعماراز تصویب مجمع عمومی گذشت استعمار وضعی غیر قانونی پیدا کرد و برابر همین قطعنامه کشور های استعماری تکلیف دارند با قید فوریت به مستعمرات خود استقلال بدهند با اینکه وضع حقوقی سرزمینهای تحت استعمار مثل سابق نیست و دیگر جزئی از کشور استعماری محسوب نمی شوند و با اینکه غالب آن سرزمین ها استقلال یافته اند مع الوصف معدود سرزمینهائی دارای این وضع اند.

در افغانستان بعداز آنکه امان الله خان استقلال را اعلان کرد و توانست در شناسایی کشور و برسمیت شناختن استقلال کشور کارهای را انجام دهد . اما دیری نگذشت که بازهم دست استعمار بطور مرموز از آستین های متعددی بیرون آمده و این کشور را گرچه به ظاهر مستقل اما عملا تحت استعمار قرار داد . که دراین زمینه شاهد مثال های تاریخی و غیر قابل انکار فراوان موجود است . بهر صورت افغانستان ظاهرأ مستقل بود و از سالروز استقلال خود تجلیل و آنرا جشن می گرفتند .

در هفت ثور1357 جمعی خائن و وطنفروش ، با کودتای سرخ و ننگینی که توسط روسها حمایه می شد قدرت را بدست گرفته و باکمال پستی و ... وطن را همراه با استقلالش دودسته به روسها تقدیم نمودند .

هنوز نخستین سال از حکومت ننگین شان سپری نشده بود که با فرا رسیدن پنجم ماه دسمبر(1978)  قرارداد ننگینی را باروسها به امضا رساندند که با این معاهده تجاوز مسلحانه روسها را به زعم خودشان در کشور قانونیت بخشیدند. و بعد یک سال و چند روز ارتش سرخ روس درحالیکه پیشا پیش لشکرش همین کمونیست های وطنفروش به سرکردگی کارمل و کشتمند می رقصیدند رسمأ به افغانستان تجاوز کردند.

با تاسف جمعی از این وطنفروشان و زباله های مارکسیزم هنوز هم این تجاوز ننگین را مرحله نوین وتکاملی جنایت هفت ثور شان میدانند.

ایستادگی مردم مسلمان افغانستان در برابر این تجاوز ننگین و چهارده سال با تقدیم شهدای میلیونی در راه حفظ وطن اسلامی و استقلال کشور این متجاوزین را با سرافگندگی از کشور راند.

سالهای مقاومت هم در برابر توطئه های مغرضانه دشمنان کشور سپری شد . و باتاسف جمعی دیگر این بار کشور را با امضای معاهده ننگین دیگر در همان روز پنجم ماه دسمبر و شاید هم در همان ساعتی که زباله های مارکسیزم با روسها امضا کرده بودند (سال 2001) با امریکا امضا نموده و ورود عساکر امریکا و متحدانش را در افغانستان  ظاهرأ قانونیت بخشیدند.

اینک باتوجه به اینکه نظام سیاسی کشور ، ارتش و سپاه کشور ، فرهنگ و اقتصاد کشور با پول و نظریات مشاورین خارجی اداره می شود ، خوانندگان عزیز وضعیت استقلال کشور را چگونه ارزیابی می نمایند .

به نظر ما افغانستان در حال حاضر همان استقلال نیم بندی را که تا اواخر حکومت داود خان داشت با کودتای سرخ زباله های مارکسیزم از بین رفت ؛  تا امروز فاقد استقلال میباشد و تجلیل و برگزاری جشن تحت عنوان سالروز استرداد استقلال در روز بیست و هشتم اسد یک عمل کاملا بیخود و مردم فریبی بیش نیست . والسلام





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 2 شهریور 1392
پنجشنبه 16 شهریور 1396 08:30 ق.ظ
Hey there! I know this is somewhat off topic but I was wondering if you knew where I could find a captcha plugin for my comment form?
I'm using the same blog platform as yours and I'm having
problems finding one? Thanks a lot!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی