تبلیغات
مهاجر - شعار ها !!!
مهاجر
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من

 

نیم نگاهی به شعار های

 

 

 

کاندیدان ریاست جمهوری

نیم نگاهی به شعار های کاندیدان ریاست جمهوری

از نگاه لغوی  شعار به علامتی می گویند که جمعی یا گروهی بوسیله آن همدیگر را بشناسند . البته معانی دیگری نیز در ذیل کلمه شعار نوشته شده که آنها از موضوع بحث ما خارج است .

شعار معرف یک جمع و جماعت است  و میتواند با وجودیکه در کلمات و جملات کوتاه تدوین گردیده ، اهداف آن جمع را به معرفی بگیرد.  مثلا در جنگها  ، مبارزات حق طلبی و...

همچنان  موسسات علمی و تخنیکی ویا.... هرکدام از خود شعار های دارند که در واقع اهداف آنرا بصورت خلاصه تشریح می کند ، بطور مثال  تعهد و تخصص  ، اصلاحات ، تداوم ، همگرایی ، و یا مثلا شعار اعتصام ما ( دانش – اصلاحات – خودکفایی)

این شعار ها معرف  اهداف  کوتاه مدت و دراز مدت  همان جمعی است که آنرا سرلوحه کارخود قرار داده اند.

منظور از  ذکر این مقدمه بیان شعار های است که کاندیدان ریاست جمهور ی در انتخابات  حمل 1393 در بیلبورد ها و تصاویر خود نوشته اند.

قابل ذکر میدانیم که اکثریت کاندیدان و معاونین شان اعضای حکومت  موجود بودند که در موقع کاندید شدن طبق قانون کشور از وظایف خود استعفا دادند.

بازهم به عنوان یک پرانتیز به عرض برسانم که : باوجود اینکه  نگارنده از جمع و جماعت  آقای کرزی نیستم و اکثر اعضای تیم کاری اش را هم فاسد و از پیشگامان فساد موجود در افغانستان میدانم ،با آنهم من ایشان را در فساد افغانستان  تنها نمی دانم بلکه همه کسانی که در این حکومت به نحوی دخیل هستند و بودند شریک فساد اعم از اداری و غیر اداری میباشند  زیرا هیچگاهی معاونین کرزی و اعضای کابینه اش در این دوازده سال از قوم و خانواده اش نبوده است .

جای بسا تعجب است که همین آقایانی که دیروز داخل ارگ ریاست جمهور و از اعضای تصمیم گیرنده دولت بودند ، حتی به عنوان نمونه  یکبار هم انگشت روی نقطه های درد اصلی کشور نمانده اند واما اینک  می بینیم که  شعار های شان گوش فلک را کر می کند .

یکی از تیوریسن ها  می گوید که ما تاهنوز استراتیژیی بخاطر آبها ی کشور نداریم ،  مردم بیچاره هم چنان با  چهار قرانی که بخاطر کمپاین داده می شود و غذا های رنگا رنگ  ، سرگردان و گیچ شده که یکی پیدا نمی شود که بپرسد : آغای عزیز در این دوازده سال که از تصمیم گیرندگان بزرگ این کشور هم بودی چرا تصمیم نگرفتی ؟

جناب امیرصاحب اسماعیل خان وعده تامین برق رامیدهند .

اگر جانبداری فکر نشود یکتن از اینها راتحت فوکس قرار میدهیم ، «جناب داکتر صاحب احمد زی »

با وجود احترام خاصی که به ایشان دارم ، نگاهی به شعار های ایشان می نماییم :

(تحول و تداوم)

اولا به عرض برسانیم که هردگرگونی  و از یک حالت  به حالت دیگرو تغییر یافتن  تحول گفته می شود؛ مثلا کودتای سرخ و ننگین زباله های مارکسیزم به پشتوانی روس های متجاوز در افغانستان یک تحول بود.  هشت ثور و شکست آخرین مهره فساد کمونیزم یعنی نجیب غدار یک تحول بود ، همینطور آمدن طالب و شکست حکومت استاد ربانی هم یک تحول بود و همچنان شکست طالب و آمدن حکومت  فساد سالار مابعدش هم یک تحول بود و اینک که در آستانه یک انتخابات و تغییر رئیس جمهور و زعیم آینده کشور هستیم، این هم یک تحول است .

سوال  اینجاست که حضرت عالی چگونه تحولی را میخواهند برا ین کشور بیاورند ،

تحول معمولا مقدمه کاری است همانگونه که زباله های  مارکسیزم در افغانستان تحولی را ایجاد کردند در پی این تحول افغانستان را به ویرانه تبدیل نمودند ، یک و نیم میلیون انسان را شهید کردند ، بیش از شش میلیون انسان را آواره و در بدر ساختند، صدها هزار انسان دیگر معلول و معیوب گردیدندو... .

  تحول مقدمه تکامل است ، یعنی پایه اول تکامل  تحول است ، باتحول میتوان  تغییر آورد و به تکامل دست پیدا کرد.

اما جناب ایشان در ادامه تحول موضوع تداوم را آورده اند . اینجا سوال میشود که تداوم چی ؟ تداوم کدام کار،  ماخوبیی نمی بینیم که تداومش را تعریف کنیم .

اگر برداشت ما بد بینانه فکر نشود افغانستان امروز از هر لحاظ گرفتار فساد و خیانت است ، دارایی های دولت به تاراج رفت ، صدها هزار  هکتار  زمین توسط زورمندان  غصب شد ، تصدی های دولتی بنام خصوصی سازی گم شد ، فابریکه های که توسط مردم سرمایه گذاری شده بود اکثرا در میدان رقابت شکست خورد و از بین رفت .  مواد مخدر بدنامی بزرگی برای این کشور که خود داستان مفصل دارد.  بحدی که امروز کشور ما  فاسد ترین کشور جهان محسوب می شود .

اینجا عملا خوبی وجود ندارد ، هر چه هست فساد است ، آیا ایشان همین را تداوم می بخشند؟  ما که معنی این تداوم را نفمیدیم ، اما از تحول ایشان  مفاهیمی را بدست آوردیم زیرا گاه گاهی  در کنار ایشان از همان زخمی های کمونیزم  را می بینیم .

این بخش را با یک سوال می بندیم : سال 1382 باربار تحکیم سواحل دریای آمو از جانب وزارت تجارت پیشنهاد شده ، اما اینها همه از جانب وزارت محترم مالیه نادیده گرفته شده است ، از آن سال تاحال صدها هکتار زمین افغانستان را آب برده و هنوز هم می برد ،  جوابگوی این مسئله کیست ؟

همینگونه اصلاحات وهمگرایی جناب داکتر صاحب عبدالله ، شعاری که هیچ گونه توضیحی در ذیل خود ندارد .  اگر اصلاحات همین است که حکومت فعلی یک کمیسیون با همین نام و کمیسیونی دیگر با نام مبارزه با فساد دارد ،  که باید فاتحه اصلاحات ایشان را خواند و الا اگر چیزدیگری باشد که باید میکانیزم آن برای مردم گفته شود تا مردم بفهمند که اصلاحات ایشان با کدام شیوه و استراتیژی است .

معاون آقای زلمی رسول محترمه  حبیبه سرابی یکبار عنوان کردند که برای بهبود وضعیت افغانستان باید مردم را اصلاح کرد، در حالیکه که این سخن برخلاف موازین شرعی و اسلامی ما و هم برخلاف معیار های است که در حال حاضر علمای سیاست برای بهبودوضعیت یک کشور و مملکت  بیان میدارند. و  اینک در ولایت میدان رفته سخنا نی را از روی کاغذ نوشته ای  خواند  که گویا آنهاییکه در این کشور تغییر می خواهند یک امر خطر ناک است . که البته این فرمایش ایشان به  این معناست که  وضع موجود با تمام بدی ها و فسادش باید ادامه یابد و این وضعیت تغییر نکند .

به نظر ما اینها فساد موجود را بی پرد ه تایید و تغییرش را خطر ناک میدانند .

تاهنوز برنامه  ای که بتواند به  شعار های موجود توضیحی ارائه کند ما ندیدیم ، مناظراتی که تاهنوز از جانب بعضی از تلویزیون ها برگزار گردیده از نظر ما قناعت بخش نبوده و ما مطلب جدید و یا مطلبی که واقعا بیان یک استراتیژیی سالم برای آینده افغانستان باشد ندیدیم .

در یکی از نوشتار های قبلی خود متذکر شدیم که مشکل کشور ما عدم استراتیژی صحیح و سالم است ، زیرا استراتیژی راه بقای یک جامعه و کشور است ، و این مطلبی است که تاهنوز از هیچکدام کاندیدان ندیدیم و نشنیدیم ، سخنان نرم و چرپ زیاد است و لی با اینها نمی شود که ایشان را محک زد.

ما همه این عزیزان را از اعضای حکومت موجود میدانیم که تازه ظاهرا بخاطر رعایت قانون انتخابات استعفا داده اند و لی در دوازده سال گذشته شریک  کلیه مفاسدی که مربوط دولت است میباشند.

بدنیست که به عنوان حسن ختام این مختصر درد دل داستانی کوتاهی را یاد آورشویم :

باداری به نوکرش گفت که امشب برایم مرغی را بریان کن ، نوکر هم این کار را انجام داد وقتی مرغ پخته شد نوکر نمکش را چشید برایش مزه داد کمکی دیگر و بازهم ، خلاصه یک پای مرغ را خورد، وقتی شب مرغ را روی دسترخوان آورد ، بادارش پرسید که یک پای دیگر مرغ کجاست ؟ نوکر گفت که این مرغ یک پای داشت ، بادار سکوت کرد ، یک روزی که هوا سرد بود بادار و نوکر هردو به شکار رفتند ، از قضا مرغانی چند بالای سنگی نشسته بودند و از شدت سرما یک پای را بلند گرفته بودند ، نوکر گفت: بادار مرغان یک پای را می بینید؟ بادار گفت بلی و نزدیک رفت و با صدای بلند گفت : کشت   کشت ، مرغان هردو پارا به زمین گذاشته  چند قدمی راه رفته و پرواز کردند . نوکر فورا خطاب به بادارش گفت : بادار ! این طلسم کشت را که یاد داشتید چرا آنشب بالای دسترخوان نگفتید؟

ماهم از کاندیدان محترم می پرسیم حالا که شعار های پرزرق و برق را سرمیدهید آن روزیکه در کابینه بودند و صلاحیت داشتید و از جمله تصمیم گیرندگان حکومت بودید ، افغانستان هم به عنوان فاسد ترین کشور جهان اعلان شد و خود نیز میدانید که فساد حاکم در کشور در تاریخ ما بی سابقه است ، قتل ، کشتار ، بی امنیتی و صد ها و هزار ها مشکل دیگر گریبانگیر مابود و هست ، چرا دم درنیاوردید؟ حالا که میخواهید به قدرت و صلاحیت بیشتر دست یابید باوجود این هم رندانه شعار میدهید که « تداوم »  و یا تغییر خطر ناک است ، تا فردا مردم گریبانگیر تان نشود و شما را مورد بازخواست قرار ندهد که چه وعده داده بودید . زیرا با این شعار ها فردا هم بمردم خواهند گفت که ما گفته بودیم تداوم  ، گفته بودیم که تغییر خطر ناک است .

ما به اینگونه بررسی و تحلیل و تشریح شعار های درون تهی  ادامه خواهیم داد مگر اینکه  برای آینده افغانستان استراتیژیی تدوین شده را ببینیم و مطالعه کنیم .  اما با این وضع موجود که نه چراغی برای آینده تاریک خود ببینیم و در ضمن اخطار مخالفان را هم بشنویم که انگشت رنگ شده را می بریم ، ما هرگز به کسی رای نخواهیم داد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 3 اسفند 1392
چهارشنبه 22 شهریور 1396 12:12 ب.ظ
Superb blog! Do you have any recommendations for aspiring writers?
I'm hoping to start my own site soon but I'm a little lost on everything.
Would you suggest starting with a free platform like Wordpress or go for a paid option? There are so many options
out there that I'm completely confused .. Any recommendations?
Appreciate it!
یکشنبه 12 شهریور 1396 08:42 ق.ظ
I enjoy what you guys tend to be up too. This type of
clever work and exposure! Keep up the wonderful works guys I've added you
guys to blogroll.
دوشنبه 5 تیر 1396 07:24 ق.ظ
بسیار core از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن دلنشین در آیا
نه کار بسیار خوب با من پس از برخی از زمان.
جایی در سراسر پاراگراف شما در واقع موفق به من
مؤمن اما تنها برای while. من
این کردم مشکل خود را با فراز در
مفروضات و یک ممکن است را سادگی به پر کسانی که معافیت.
اگر شما در واقع که می توانید انجام من می بدون شک بود در گم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی