تبلیغات
مهاجر - واین هم مطلب دیگر:
مهاجر
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من

رفتارغیرانسانی با مهاجران افغانی

دستگیر صادقی

طی سالهای متمادی و بخصوص طی سی سال اخیر، از بد حادثه و جور روزگاز ، موج عظیمی از باشنده گان این کشور ناگزیر به ترک خانه و کاشانۀ آبایی خویش گردیده و به کشورهای همسایه و دوردست مهاجرت نموده اند. دراین مهاجرتهای گروهی افغانها ، عوامل بی شماری به شمول تهاجم و سلطه بیگانه گان ، جنگهای داخلی ، حوادث و آفات طبیعی ، خشکسالی های پیهم ، تداوم استبداد و ستم حکمرانان ، زجر، شکنجه ، تعقیب و ترس از دست دادن جان ، مال و شرف آنها ، همواره نقش اساسی داشته است.

همین اکنون بخش بزرگی از جمعیت کشور ، خارج از افغانستان زنده گی مینماید و تعدادی بی شماری از آنها در پاکستان و ایران به سر میبرند. از مدتها به این طرف تعداد مهاجران افغانی در این کشورها ، پیهم یک رقم ثابت ، در حدود چهار ملیون نفر را نشان میدهد. بر اساس آمار ارائه شده از جانب موسسات بین المللی حتا در سال 2001 مجموع مهاجران افغان در حدود چهار ملیون نفر و از آنجمله در پاکستان در حدود دو ملیون و در ایران در حدود یکنیم ملیون نشان داده شده بود. تعجب بر انگیز است که با وجود ادعای برگشت شمار بزرگی از افغانها از این دو کشورو مصرف ملیونها دالر از جانب جامعه جهانی و موسسات بین المللی در این عرصه ، نه تنها شمار آنها کاهش نیافته ، بل اینکه بنابر ادعای مسوولان مربوط آن کشور ها، به شمار مهاجران افغانی روز تا روز افزوده شده است. چنین معلوم میشود که سرشماری های ادعا شده از مهاجران افغانی که توسط دفاتر ملل متحد و ارگان های مربوط به آنکشور ها، گویا انجام یافته، نیز مانند سایر ادعا های آنها کاملا بی اساس بوده است و هنوز هم مساله مهاجران افغانی یک منبع تغذیه نا مشروع موسسات مربوط به آنها را می سازد.

به هر صورت ، همین کتله عظیم افغانها در پاکستان و ایران ، این دو کشور همسایه ، مسلمان و برادر، با ذلت و فلاکت به سر میبرند. آنها در مجموع ، در این کشورها امنیت حقوقی و قانونی ندارند و همواره با آنان بنابر میل حکمرانان و مصلحت روز برخورد شده و بمثابه ابزار سیاسی مورد استفاده قرار گرفته اند. این مهاجران شریف و ستمدیده افغانی در این کشور ها ، به کار های بی نهایت شاقه و با مزد بسیار ناچیز می پردازند و عرق میریزند و با همت و سخت کوشی سعی مینمایند ، تا حد اقلی معیشت خانواده و فرزندان خویش را فراهم سازند. در حقیقت آنها ، بخصوص در ایران ، با مزد بسیار ناچیزی در برابر زحمت طاقت فرسای خویش زنده گی نموده و صادقانه در ساختمان موسسات و زیربناهای اقتصادی آنکشور سهم گرفته اند.

با وجود سهم بی سابقه و صادقانۀ مهاجران و کارگران افغانی در بازسازی و ساختمان موسسات اقتصادی ایران ، از نیمه سال گذشته خورشیدی به این سو و به صورت استثنایی از آغاز سال نو هجری شمسی ، مقامات مربوط آن کشورمساله اخراج اجباری و گروهی آنها را بشکل بسیار ظالمانه و غیر انسانی رویدست گرفته اند و با ناهنجارترین شیوه ها با آنها برخورد می نمایند که بطور گسترده در مطبوعات و رسانه های داخلی و بین المللی بازتاب یافته و وسیعا تقبیح گردیده است.

در کنار برخورد غیر انسانی موسسات حکومتی مربوط به آنکشور، شمار زیادی از ایرانی های آگاه ، انسان دوست و علاقمند به دوستی با افغانها در این معرکه ساکت نماندند و انزجار و نفرت شان را از چنان برخورد نا شایست ابراز داشته اند. بجاست تا این احساسات برادران ایرانی را به دیده قدر نگریست و با نیکویی از آن یاد کرد. از آنجمله ، سایت روشنگری در این باره می نویسد: " فشار و پیگرد و آزار مهاجرین افغانی در ایران و اخراج آنها دامنه وسیعی گرفته است. تبلیغات آشکارا راسیستی و نژادپرستانه ، تبلیغ نفرت و دشمنی با ملت همسایه ، فرافکنی در زمینه ریشه های بحران اجتماعی در ایران و گسترش آسیب ها و جرم و جنایت و نسبت دادن آنها به مهاجرین زحمتکش افغانی ، سرپوش نهادن بر بیکاری گسترده و توجیه آن به بهانه وجود این مهاجرین ، ایجاد محرومیت های غیرانسانی در زمینه تحصیل کودکان مهاجرین در ایران ، جلوگیری از اشتغال آنها و اخراج اجباری و وحشیانه به جزئی از سیاست های روزمره رژیم تبدیل شده است. در مقابل موج وسیع اخراج اجباری و سرکوبگرانه مهاجرین افغانی از ایران نمی توان سکوت کرد. نه فقط به خاطر این که این سرکوبگری ها با مهمان نوازی سنتی ایرانی ها مغایر است ، نه به خاطر آن که بر سر در فرهنگ ایران نوشته شده است که "بنی آدم اعضای یکدیگرند" ، نه فقط به خاطر این که فقر و بیکاری و تنگدستی مردم ایران ربطی به مهاجرین ندارد و در سلسله مراتب اجتماعی آنها جزو محرومترین ها و لگدمال شده ترین های جامعه به حساب می آیند. علاوه بر همه این ها به خاطر این نیز که ملتی که در برابر ظلم و بی داد در برابر بی حقوق ترین آحادش سکوت کند ، هرگز نمی تواند خود را از دیو استبداد رها کند. عامل اصلی فلاکت ایران و ایرانی رژیم جمهوری اسلامی است. حکومت انحصاری روحانیت مستبد است که باید برچیده شود تا شرایط رهایی مردم پدید آید. حمله به مهاجرین افغانی و بازپس فرستادن آنها به کشوری ویرانه و جنگ زده که همچنان در آتش بحران می سوزد ، جنایت علیه انسانیت است."

در مورد چگونگی برخورد با مهاجران افغانی در ایران از صدها مورد به یکی آن اکتفا نموده و با استفاده از " گزارشی از اردوگاه مهاجرین افغانی در عسکرآباد و رامین " از شرایط بسیار وحشتناک آن اردوگاه ها ، مطلبی را از همان سایت نقل مینمایم.

نثار احمد یکی از مهاجرین افغانی که در پاکدشت (مامازند) دستگیر شده بود از نحوه برخورد از هنگام دستگیری تا لحظه آزادی چنین می گوید:

"
ظهر بود. ساعت حدودا 3 بعد از ظهر روز سه شنبه 18/02/1386 مرا از محل کار دستگیر کردند. چند روز قبل پاسپورت خود را جهت تمدید به اداره گذر نامه واقع در چهار راه قهوه خانه یافت آباد تهران داده بودم. آن روز با این که مدرکی در دست نداشتم اما به مامورین کاغذی را که اداره گذر نامه به من داده بود را نشان دادم. آنها بلا فاصله می خواستند که آن کاغذ را پاره کنند که من سریع کاغذ را از آنها گرفتم. من و چند تن از مهاجرین را به اداره آگاهی 11 پاکدشت منتقل کردند. در آنجا ما را مجبور کردند که بیشتر از 10 مرتبه کل کلانتری را تمیز کنیم. هر مرتبه اگر در گوشه ای ذره ای گرد و خاک مشاهده می شد من و بقیه را به باد کتک می گرفتند. پس از آن ما را به بازداشتگاه بردند. حتی یک قطره آب هم نمی دادند. یکی از مامورین این آگاهی به اسم اصغری تا می توانست به هر بهانه ای ما را با مشت و لگد پذیرائی می کرد. یکی از هم سلولی هایم که جوانی حدودا 20 ساله بود داد زد که آقای اصغری تو را به خدا یک لقمه نان به ما بده. از صبح تا حالا که اینجا هستیم لااقل سیرمان کنید. در همین حال آن مامور وارد شد و با عصبانیت داد زد کدام کره خری بود که عرعر می کرد؟ جوان گفت من بودم گرسنه ام.از صبح تا حالا چیزی نخورده ام. آن مامور گفت بسیار خوب بیا بیرون تا سیرت کنم. جوان با خوشحالی رفت اما ناگهان با سیلی های اصغری مواجه شد.او را چنان با سیلی و مشت میزد که من گریه ام گرفت.
بعد از یک کتک کاری جانانه او را با فحاشی که اکثرا فحش ناموسی بود به داخل بازداشتگاه انداخت. روز چهارشنبه ساعت چهار صبح ما را بیدار کردند و گفتند آماده حرکت به سوی اردوگاه باشید که ساعت شش ما را حرکت دادند. در اردوگاه عسگر آباد ورامین بیش از هزاران نفر را داخل یک سالن جای داده بودند.

تعداد زیادی از شخصیتهای فرهنگی و اجتماعی ایران که از جامعه مدنی آن کشور نماینده گی میکنند ، طی اعلامیه یی در اعتراض به برخوردهای سرکوبگرانه و اخراج اجباری مهاجران افغانی از جمله می نویسند که: " اخراج مهاجران افغان در شرایطی که هنوز کشورشان دست‌خوش ناآرامی ‌‌های پیامد جنگ‌های اخیر است، و در شرایطی که هنوز معیارهای حداقلی زندگی و امنیت در بسیاری از مناطق این کشور متزلزل و دور از دسترس ، سیاستی غیر انسانی و ناپذیرفتنی است. "

تعداد زیاد خانواده هاى اخراج شده وجود دارند که اطفال ، خانم و یا دیگر اعضای خانواده شان در ایران باقی مانده اند و خودشان با وضعیت خشن پولیس ایران رد مرز شده اند و یا برعکس خود شان در ایران باقی مانده اند و فرزندان کوچک شان با کمال خشونت و بی رحمی به ولایات هم مرز رانده شده اند.

به گزارش روزنامه افغانستان ، نورباشی در حالی که گریه میکرد به آژانس خبری پژواک گفت که پدرو مادرش به مهمانی رفته بودند ، پولیس ایران آمد و آنها را از خانه کشیده و ازراه نیمروز رد مرز کرد! نورباشى ٩ ساله است که به ادعاى خودش با خواهر ٣ ساله اش از ایران اخراج شده و اکنون در یک کمپ در منطقه سرحدى ولایت نیمروز که به جزء از دشت سوزان و طوفان هاى ریگى چیز دیگرى وجود ندارد، در شرایط دشوار زنده گی نموده و آنها را یک خانواده دیگر اخراج شده کمک میکند. فاضله یک طفل پنج ساله دیگر که از ایالت ایران شهر ایران اخراج شده ، میگوید که از سوى یک خانواده دیگر اخراج شده در کمپ نیمروز،سرپرستی میشود.



تعداد دیگری از مهاجران اخراج شده نیز وجود دارند که سالها در ایران کار میکردند و اندوخته های شان را نزد کارفرمایان گذاشته بودند و یا در فابریکه ها و مراکز کوچک صنعتى به نحوی سرمایه گذاری نموده بودند ، ولی آنها این فرصت را نیافتند که سرمایه های شان ، حاصل رنج بیکران شان را بدست آورند و در نتیجه آن را به ساده گی از دست دادند.

جالب این که همین گروه عظیم اخراج شدگان که بنابر گزارش موسسات بین المللی بیش از صد هزار نفر تخمین شده است ، با امکانات بسیار ناچیز اهالی محل که خود سخت به مشکلات اقتصادی دُچار اند کمک میگردند ، گویا اهالی فقیر محل با کمال سخاوتمندی یک قرص نان خشک خویش را با این رانده شده گان بدبخت تقسیم نموده اند. زیرا از ارسال مساعدت های دولت و سازمانهای امداد رسان ، به این آوارگانی که شرح آن در بالا گذشت ، برای مدت طولانی خبری نبوده و کمک لازم در اختیار آنها گذاشته نشده است.

دولت افغانستان ـ اگر بتوان آن را دولت نامید ـ در مجموع ، در مقابل این فاجعه بزرگ انسانی که دامنگیر بخش بزرگی از مردم ستمدیده افغانستان شده ، با کمال بی تفاوتی برخورد نموده است. چنین رفتار حتا از نگاه یک انسان ساده این وطن نیز پوشیده نمانده است. به عوض رسیده گی عاجل به وضعیت ناهنجار اخراج شده گان و تامین مساعی مشترک تمام ارگانهای مربوط دولتی بخاطر رفع این آلام و مصیبت عظیمی که دامنگیر بخشی از جمعیت ستمدیده افغان گردید، سیاست بازان معامله گر ما که عادت کرده اند ، با استفاده ازهر فرصتی در فکر منافع شخصی و گروهی خود باشند ، هیاهو به راه انداخته اند ، بحران ایجاد کرده اند و در فکر معامله و کسب درامد بیشتر برآمده اند. چنانچه گفته میشود که احتمالا در برابر حل بحران ظاهرا موجود میان حکومت و پارلمان ، معاش وکلای ملت (!) افزایش می یابد!! بدتر از همه اینکه پارلمان بجز از به اصطلاح استیضاح دو وزیر، خود عملا در این راستا کوچکترین اقدامی ننمود.

در این هیاهو آنچه از نظر ها دور ماند و کمتر مورد توجه قرار گرفت، رسیده گی به وضعیت فلاکتبار مهاجران افغانی در کشورهای همسایه و بخصوص ده ها هزار مهاجر اخراج شده از ایران است که همچون زخم ناسور پیکر رنجور جامعه افغانی را برای سالهای طولانی سخت آسیب میرساند. اگربرخی زمامداران موجود ، سازمانها و جبهه های پُرمدعای که با استشارۀ رژیم ماجراجوی ایران در امر تعمیق بحران در افغانستان عمل می نمایند و از کنار این همه فجایع با خونسردی و بی تفاوتی تمام گذشتند ، این پرسش مطرح گردد که: آیا جامعۀ جوان مدنی افغانستان ، احزابی که از داعیه مردم زحمتکش افغانستان دفاع میکنند ، اتحادیه ها و سازمانهای مهاجران افغانی در خارج از کشور، وظایف وتکالیف شان را درمقابل موج وسیع اخراج اجباری و سرکوبگرانۀ مهاجران افغانی از ایران که همچنان ادامه دارد ، آنطوری که باید به درستی انجام داده اند ؟ و آیا آنها نفرت و انزجار شان را از چنان رفتار غیر انسانی و ظالمانه، بطور گسترده و منظم ، در رسانه ها و راه پیمایی ها بازتاب داده و با پخش اعلامیه ها و ارسال آنها به سازمانهای بین المللی توجه جامعه بینن المللی را به امر خطیر جلب نموده اند ویا خیر؟ با دریغ ودرد پاسخ به این پرسشها مثبت نیست و چنین برخورد نشان دهنده آن است که احساس همدردی و همنوایی با هموطنان و همنوعان ستمدیده و مظلوم در میان برخی از هموطنان ما، بخصوص آنانی که در غرب زنده گی میکنند ، روز تا روز کم رنگتر میشود.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 17 مهر 1393
پنجشنبه 16 شهریور 1396 12:24 ب.ظ
I take pleasure in, lead to I found exactly what I was taking a look for.
You've ended my four day long hunt! God Bless you man. Have a great day.
Bye
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 11:24 ق.ظ
Hi there everybody, here every person is sharing these know-how, so it's nice to read this website, and I used to pay a visit this blog daily.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی