تبلیغات
مهاجر - کاپی شده از سایت معارف قرآن
مهاجر
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من

 

 

هجرت در نگاه قرآن

 

محمد حسین ساكت

:

هجرت در نگاه قرآن

 

محمد حسین ساكت

اندیشه آغازین جهانگردی در گستره تفكر و تمدن اسلام، با« هجرت» شكوفا گردید. در قرآن مجید، پیامبران، گروندگان، رهبران و راهیان راه فضیلت و فرهیختگی و فرهنگ بشری، به هجرت تشویق شده‌اند.
اینك، بجاست نگاهی بیندازیم به معنای هجرت و كاربرد آن در قرآن.

هجرت چیست و مهاجر كیست؟

واژه تازی هجرت به معنای گسستن پیوند دوستی و همكاری، جدایی، دوری و از جایی به جای دیگر رفتن است.1 بدین‌گونه، معنای آغازین «هجرت»، گسستن پیوندهای دوستی و دوری گزیدن بوده است و سپس به مفهوم راهی شدن و كوچیدن به كار رفته است.2 با نگاه به این واژه شناسی، « مهاجر» كسی است كه برای خواسته و آرمان خویش، كه در چشم او سترگ می‌نماید، از خانه، خانمان، دودمان. زادگاه و زیستگاه خود می‌بُرد و می‌گسلد و رها و گسسته و جدا و بركنار از وابستگیها و پیوستگیها، راهی سرزمین و جایگاهی دیگر می‌گردد و همه كوشایی و تاب و توانش را در این راه به كار می‌گیرد.
این، نخستین گام بلندی است كه برای ساخت و پرداخت تمدن بشری برداشته می‌شود.
پیوند میان واژگان هاجر، هجرت و مهاجر
از دیدگاه رُُنان (
renan)، نام هاجر (Hajar
)، كنیز مصری ساره كه به همسری حضرت ابراهیم (ع) درآمد، از واژه تازی حَجَر (سنگ) گرفته شده است؛ زیرا، در آغاز میان دو حرفِ « ح » و « هـ‌ » همسانی وجود داشته است.
رنان، هاجر را به عنوان تشخص قبائل پترا (
Petraea)3 ی عربستان باستان می‌داند كه ظاهراُ داستان هاجر « حَجَر» و «هَجَر» یعنی « سنگ»‌ و « گریزنده» سرچشمه گرفته است.4
قدیس پُل (
St. Paul) نام هاجر را به زبان یونانی « اقامت كوتاه» ترجمه كرده است، چنانكه گویی با « گِر» (ger) یعنی یك كوچ‌كننده یا كسی كه موقتی در جایی می‌ماند، وابسته است5. از همین جا، واژه اروپایی emirgration ( هجرت و مهاجرت) بار معنایی خود را پیدا می‌كند. این واژه اروپایی در ریشه لاتینی خود به معنای بیرون آمدن و ترك كردن است6.
پیشنهاد لویی ماسینیون، برای ریشه شناسی واژه‌ی مهاجر، طرحی نو درافكنده است. او می‌گوید: هاجر از زبان حبشی آمده است كه در اصل به معنای «شهر» است. مهاجر یعنی مانند هاجر شدن و نیز شهرنشین7 یا به تعبیر نگارنده: شهرگرا.

هجرت: حركت برای شناختِ جهانی تازه

چه دیدگاه رنُان را بپذیریم كه با همسانی آوایی میان « حجر» و « هجر» (نام هاجر) بویژه در شتابان دویدنِ (سعی) او میان دو كوه سنگی صفا و مروه، مفهوم گیرا و تازه‌ای پیدا می‌كند و چه با پیشنهاد ماسینیون همداستان شویم كه هاجر، یعنی شهر و مهاجر یعنی مانند هاجر شدن (و از جایی به جایی رفتن ) یك نمود برجسته و چشمگیری از پیوند میان هجرت جهانگردی و تمدن در برابر دیدگاه تیزبین خواننده پدیدار می‌شود.
در واقع، هجرت، سرآغاز حركت شگونمند و سرنوشت‌سازی است كه تمدنهای بشری را، با آن همه رنگارنگ و گوناگونی، در بستر هموار و پویای خویش قرار داده است.

هاجر: نخستین جهانگردِ‌تاریخ

سرگذشت هاجر، همسر ابراهیم پیامبر و مادر اسماعیل، تا اندازه‌ای در منابع مسیحی و اسلامی همخوانی دارد. پس از آن كه ساره، همسر سالخورده ابراهیم، كنیز مصری خود (هاجر) را برابرِ یك سنت و آیین آن روز به شوهرش بخشید، تا با آوردن فرزند، به دمسردی و افسردگی زندگی خویش پایان دهد، اسماعیل از این كنیز مصری پا به جهان گذاشت. پیامد رشك فراوان و ناسازگاریِ توان‌فرسای سارا، گریز هاجر از زیستگاه ابراهیم بود. سارا می‌پنداشت: فرزندی كه كنیز او از ابراهیم می‌آورد، مانند خود آن كنیز، بخشی از دارایی‌اش خواهد بود. آنك، هاجر سرشار از محبتِ كودكی كه آبستن است و چشم به راه مادر شدن، از دنیای تنگ و تیره حسادتها دور می‌شود و به تعبیر قرآن ( از زبان ابراهیم) : به سرزمینی بی آب و گیاه و خشك و تفدیده كوچ می‌كند8.
هاجر، با گریز از تاریكیها، سرزمینها را زیر پا می‌گذارد. او، در این گشت و گذارها، كه با سختی و دلهره همراه بود، به جهان خرم و تازه‌ای پا گذاشت كه نیكبختی و شگونمندی و رستگاری برایش همراه داشت.9
هاجر، به عنوانِ نخستین جهانگرد، نه تنها خود به جهانی نو و نگرشی تازه دست‌ یافته بلكه، با آرامیدن در كنار خانه‌ی خدا و جای گرفتن اسماعیل در دامان پر عطوفتش، به تمدنها واپسین بشری جهت و هدف والا و ویژه‌ای بخشید.

هجرت: پلی میان گرویدن و پیكار

در آیه‌های فراوانی از قرآن مجید ( برای نمونه: سوره أنفال/75، 74، 72؛ سوره بقره/218، توبه/20؛ نحل/41) هجرت بسان پلی میان ایمان (گرویدن) و جهاد ( پیكار و نبرد برای خدا) ترسیم شده است: « والذین آمنوا و هاجروا و جاهدوا.»
گویی میان گروش و نگرش یك مسلمان و جهانگردی و جهان‌‏
‎ْ
دیداری و پیكار و مبارزه، پیوندی مقدس و همیشگی بسته شده است.10
آری، هنگامی كه هاجر از بدیها می‌گریزد و ناگریز به هجرت دست می‌زند، خداوند آن همه كوشایی و شكیبایی(سعی) او را می‌بیند و آوای پاكش را می‌شنود وبه او فرزندی می‌بخشد، به نام: اسماعیل. مگر نه این است كه اسماعیل یعنی «خدا آوازش را می‌شنود.»
شایان یادآوری است كه یكی از معناهای واژه تازی «جهاد»‌ زمینِ سرسخت و ناهموار است.11 مهاجر، برای نگاهداشتِ ایمان خویش كه با نیروی آن، به حركت درمی‌آید؛ از زیستگاه و زادگاهش دور می‌شود، سرزمینهای سخت و سختیهای زندگی را درمی‌نوردد و به نبرد مقدس برمی‌خیزد. اما در راه پاسداری از آرمان پاكِ‌ خویش، این مهاجر است كه تن به چشمه نور می‌شوید و در سرزمینی دیگر جاری می‌گردد. مگر نه این است كه واژه تازی سیاحت (جهانگردی) یعنی(مانند آب) جاری شدن و روان گردیدن؟12

رباطهای اسلامی: دست‌پرورده كُنِش و واكُنِشِ جهانگردی

واژه تازی«رباط» به معنای بستن و پیوند دادن است. به جایی كه اسب را به آن می‌بستند، رباط می‌گفتند. این واژه كه با تركیب «رِباطُ الخیْل» در قرآن دیده می‌شود( انفال/60) اصطلاح ویژه‌ای گردید برای پاسگاههای مرزی و مرزبانی. گذشته از آن كه رباطها یا كاروانسراهای میان‏‏‏‎ْراهی در پذیرایی از جهانگردانِ كشورهای اسلامی و چه بسا نامسلمان نقش سترگی بازی می‌كرد، كم كم در پاسداری از مرزها و سرزمینهای اسلامی، به عنوان پایگاه و پادگان نظامی چهره كارسازی به خود گرفت. در كنار این موقع نظامی و انتظامی، رباطها كانونی گردیدند برای آموزش تصوّف، دانشهای اسلامی، نیایش، درمانِ بیماران و حتی برپایی دولتهایی كه برای نمونه دولت مُرابطون در مغرب اسلامی نام خود را از آن گرفت. مرابطون، از سوی دیگر كسانی بودن كه خود را وقف دفاع از اسلام می‌كردند.13
همین رباطها، به عنوان كاروانسراها و خانقاهها، نه تنها در گسترش دانش و دانش اندوزی سهم داشتند، بلكه، در رواج و آسان‏
‎‎‎‏ْكردِ جهانگردی و در نتیجه، دیدار از شهرها و آشنایی با فرهنگها اثر بزرگی برجا نهادند. مسلمانانِ نیك نهاد و توانگر، با وقف داراییهای خویش به رباطها، در شكوفایی و برپایی آنها انباز بودند.14

جهانگردی:راهی راست وآسان برای خداشناسی

یكی از راههای خداشناسی و رسیدن به كمال، در نگاه قرآن، سیر آفاق بوده است كه از آن به « هجرت برونی» تعبیر می‌كینم. راه دیگری كه قرآن برای خداشناسی پیشنهاد كرده است، سیر اَنفُس است كه در اینجا، «‌هجرت درونی» ( در برابر هجرت برونی ) نام می‌گیرد. در قرآن می‌خوانیم:‌« زود بُود كه بنماییم ایشان را نشانهای خویش در كنارهای زمین و در تنهای ایشان،‌ تا پدیدار آید ایشان را كه آن درست راست است. خود نه بسندست خدای تو كه او بر همه چیز گواه است؟»15
اندیشه‌گری در سرنوشت انسانها و گذشتگان و یاد و یادگارها وكرد و كردارهای آنان، در نگاه قرآن، به نگرشی باز و نوین پیرامون فلسفه تاریخ می‌انجامد. این نگاه و نگرش كه با گشت‌و گذار در روی زمین و اندیشیدن پیرامون انگیزه‌ها و انگیزشها و دریافتِ ارزشها و ضد ارزشها همراه است، جایگاهی والا و بالا در جامعه‌شناسی، از یك سو، و فلسفه تاریخ، از سوی دیگر، بازی كرده است. این همان است كه در قرآن به پند‌آموزی خودسازی و جامعه‌پردازی می‌انجامد.
در كنارِ گشت و گذار در كرانه‌ها و كناره‌ها (آفاق)، كه با جهانگردی امكان‌پذیر خواهد بود، اندیشه‌‌گری و كندوكاو در نشانه‌های خداوند برای رهیافت به چگونگی استدلال پیرامون یگانگی و توانایی پروردگار جهان، نیازی حتمی و گزیر ناپذیر خواهد بود. به گفته عبدالرزاق كاشانی، تنها دیدنِ نمودها و نمادها بسنده نیست بلكه، دست‌یابی به پرتوهای صفات خدا كه با «جذب» پیش از « سلوك » همراه است ضروری است.16 این همان است كه در بالا از آن به هجرت درونی یا « درون گردی» تعبیر كردیم.

جهانگردی و درون‌گردی: روزنه‌ای تازه به اندیشه‌گری

هنگامی كه خداوند در قرآن انسانها را به نمایاندن نشانه‌های خود در جهان برون (آفاق) و جهانِ درون ( انفس ) فرا می‌خواند، در واقع بانگ می‌زند كه هان انسانها! ببینید و بنگرید و نگرش و گروش پیدا كنید! آیات ( نشانه‌ها ) جمع واژه آیه ( نشانه) با حرفِ ندای « أیا» (هان!) همریشه است.17 این آگاهی و آگاهانیدن از همین جا پیداست.
خداوند دو گونه جهان آفریده است:‌ جهانِ بزرگ و پهناور ( كرانه‌ها و كناره‌ها = آفاق ) و جهان كوچك ( تن و روان آدمی.) باید به هر دو جهان راه بریم تا به شگفتیها و راز و رمزها آفرینشگری خداوند، روزنه‌ای تابناك باز كنیم و به آفردیگار دانا و توانا برسیم.18
آمدن واژه آفاق پیش از انفس، تنها به خاطرزیبایی تلفظ وموسیقی كلام در آیه53 سوره فصلت نیست، بلكه نشانگر اهمیت جهانگردی و پیشین بودنش بر درون‏
‎ْ
گردی است.
پیامد سفارش قرآن به گشت‌وگذار در جهان و جهانگردی، انگیزه‌ای گردید بنیادین در پرداخت دیدگاهی تازه در فلسفه تاریخ. دیدار تاریخی و آثار باستانی برای پی بردن به شیوه‌های زندگی و اندیشه‌ها و پیشه‌های گذشتگان،‌كه در قرآن با كاربرد فعل « سیروا»‌ ( 6بار)19 و « أفلم یسیروا»‌ و « ألم یسیروا»‌ ( 7 بار) 20، بیان شده است، روش و روند ویژه‌ای به بینش اسلامی تاریخ داده است. بعدها، اصطلاح « سیره» كه كارسازترین روش علمی تفسیر قرآن گردید، از همین واژه « سیر» ( رفتن و پیمودن) گرفته شد. برای نمایش اهمیت جهانگردی در نگاه قرآن، همین دریافت و برداشت بسیار برجسته و چشمگیر است. می‌بینیم كه سیره یا زندگینامه پیامبر(ص) بخشی از تاریخ اسلامی و جهانی می‌شود.21
برای آن كه « واقعیت» نقش خود را در یافت و دریافتِ مفاهیم تاریخی بهتر بازی كند، قرآن برگشت و گذار و دید و دیدار از بازمانده‌های هنری، فكری، فرهنگی و اخلاقی ملتها و تمدنها تأكید می‌ورزد. در اینجا داستان‌سرایی به هیچ رو مورد نظر نیست. نگاه و نگرش به واقعیتها و سرنوشتها شالوده كار است. این كار تنها با جهانگردی شدنی است هنگامی كه قرآن، برای تفهیم مبانی و شالوده‌های پاكی، پارسایی، پویایی و پیمانداری دست می‌زند، بی درنگ یادآور می‌شود كه گزینش این قالب از بیان و تعبیر، در زیباترین و شیرین‌ترین آن، تنها برای پند‌آموزی و عبرت اندوزی است.22
قرآن، دربسیاری از جاها، انسان را به جستجوی سنتها و آیینهای خداوند در تاریخ فرا می‌خواند.23 این كار، با جهانگردی سفارش شده است ولی نه این كه تنها ببینیم و از آن بگذریم، بلكه ، بیندیشیم و راه اكنون و آینده خویش را از گذشته‌ها، سرگذشتها و سرنوشتها برگزینیم و در این بهزگینی، به تاریخ و فلسفه آن قالب نوینی بخشیم. این جاست كه جهانگردی، شالوده جهان‌بینی می‌گردد.

اعتبار به جای تجربه: دستاورد جهانگردی در روشهای علمی

گفتیم، جهان‏‏‏ْ دیداری، بی‌جهانْ اندیشی و جهانْ بینی ارزشی نخواهد داشت. كسی كه بی‌نگاه و نگرش و جستجو و تكاپو به جهانگردی می‌پردازد،‌ با خطر بزرگ و خانمان براندازی نیز روبه روست: خودباختگی، خودفروختگی و خودفراموشی. جهانگردی، در مفهوم والا و بالایی كه در قرآن آمده است، باید به انسان،‌ خودآگاهی و خودنگری بیاموزد و گرنه ولگردی است.
در برابر كسانی كه با جهانگردی به جهانْ نگری می‌رسند، افقهای بی‌كرانه‌ای گشوده می‌شود كه منش و روش آنان را دگرگون می‌سازد. در اینجاست كه واژه قرآنی « اعتبروا»، كه یك بار در قرآن به كار رفته است ( حشر/2)، كاربردی علمی و فراگیر پیدا می‌كند و در اندیشه دانشمندان و كارشناسان مسلمان، جای تازه‌ای برای خود باز می‌كند. ریاضیدانان، فیزیك‌دانان،‌ شیمی‌دانان و دانشمندان علوم طبیعی مانند بیرونی،‌ ابن هیثم و رازی، به جای واژه تجربه و آزمایش (
experience‏)، كه ترجمه اصطلاح یونانی است، از « اعتبار‌» كه اصطلاح گسترده و بارورتر قرآنی است،‌بهره می‌گیرند. « اعبتار‌»، كه در پی دیدارها و نگرشها به آثار برجا مانده طبیعت و انسانها و فرهنگها و تمدنها در قرآن مفهومی رژف و باریك یافته است،‌در ساخت نظریه‌های علمی دانشمندان اسلامی، نقش سترگی بازی كرده است. درحقیقت، « اعتبار‌» پیامد فرخنده و خجسته جهانگردی و هجرتِ برونی به چهره‌ قالبی تازه و جاندار برای مفاهیم فنی و علمی در آمده اسا.
در كاربردهای علوم اجتماعی انسانی( و از آن میان، مفاهیم روانشناختی) واژه « عبرت‌» ( كه 6 بار در قرآن آمده است‌)24 ما را در حل دشواریها یاریگر است. « اعتبار»‌، در روش‌شناسیِ علوم طبیعی و « عبرت‌» در شناخت‌شناسی و جهان‌بینی و دانشهای اجتماعی، به اندیشه‌گری و نظریه‌پردازی ما جهت و هدف می‌بخشد. پیوند مقدس و فرخنده جهانگردی و جهان‌نگری، كه با بستهای استوار هجرت، به هم جوش خورده‌اند، بهتر از این نمایش در نمی‌آید.

پی‌نوشتها:


1ـ « لسان الغیب»، ابن منظور افریقی،‌ج5/250، دارصادر، بیروت؛ « المفردات فی غریب القرآن‌ »، راغب اصفهانی، تحقیق و ضبط محمد سید الكیلانی/536ـ537، دار المعرفة للطباعة و النشر و التوزیع،‌ بیروت
2.
W. Montegomory Watt, HIJRA, in the Encyclopdeia of Islam, New Edition, P.366
.
3. پترا یا سَلْع، شهری بود باستانی در بخش جنوب باختری اردن امروز مركز كشور نبِطیها. این شهر غنی و آبادان در گذشته از اهمیت بازرگانی برخوردار بود، ولی، در سال106 میلادی سقوط كرد و با از دست دادن پایگاه بازرگانی و سوداگری به فراموشی سپرده شد. (
Petit Larpousse Ilustre, 1982,1598).
4.
H.E.Ryle, HAGAR, in James Hasting ( edited), A Dictionary of the Bible, Edinburg: T.&T. clark, eight Emprission, 1910), Vol. II, P.278.)
5.
Ryle, Ibid, p.278.
6.
The Oxford English Dictionary.
7. « میعاد با ابراهیم» ، علی شریعتی/161، چاپ اول، مونا، تهران، اسفند 61.
8. « سوره ابراهیم» آیه 37.
9. « قصص الانبیاء»، ابن كثیر، تحقیق و تعلیق عبدالقادر احمد عطا، ج 1/220-228، الكمتبة الاسلامیة ، بیروت ، بی‌تا؛ «‌انوار التنزیل و أسرار التأویل» معروف به « تفسیر بیضاوی»، بیضاوی، ج3/162، مؤسسه شعبان ، بیروت، بی‌تا.
Hughes, A Dictionary of Islam, ( New Dehli: Cosmo Publications, 1977), p.154. John D. Davis, The Westmenister Dictionary of the Bible, Revised and Rewritten, ( London and New York: Collin ص s clean Type press, 1994), PP. 221-222; J.Hastings (edited), A Dictionary of the Bible, PP.277-278;
جیمس هاكس، قاموس كتاب مقدس ، واژه هاجر.
10.
John D.Davis, the Westminister Dictionary of the Bible, P.272.
11. « الجامع لاحكام القرآن» ، قرطبی ، ج4/333؛ ج8/36، دارالحیاء التراث العربی، بیروت، 1405هـ /1985م.
12. «همان مدرك» ، ج8/64.
13.
Gerge Marcais, “ RIBAT”, in the Encyclopedia of Islam, New Edition, pp.1150-1152.
14. « التفسیر المنیر فی العقیدة و الشریعة و المنهج»،‌ وهبة الزحیلی، ج 10/51-52، دارلفكر المعاصر، بیروت ، الطبعة الاولی 14111هـ . /1991م.
15. « سوره فصلت» ، آیه 15. ترجمه قرآن موزه پاریس، از مترجمی ناشناس، به كوشش دكتر علی رواقی/245، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، تهران، 1353.
16. « تفسیر القرآن الكریم»، منسوب به محی الدین بن عربی، ج2/422-423. دارالقیظة العربیةْ للتألیق و الترجمة و النشر، بیروت، الطبعة الاولی، 1378هـ./1968م. این تفسیر ، به نادرستی به ابن عربی(م:638هـ.) پیوند یافته است. این تفسیر از نگاشته‌های عبدالرزاق كاشانی ، شاگرد مكتب ابن عربی است.
17.« لسان العرب»، ابن منظور، ج14/61.
18. « تفسیر قرآن مجید»‌،‌نسخه محفوظ در كتابخانه دانشگاه كمبریج ، به تصریح دكتر جلال متینی، ج2/12، بنیاد فرهنگ ایران، 1349.
19. « سوره یوسف»‌، آیه 109؛ «سوره حج»، آیه 24؛ «سوره روم»، آیه 9، «سوره فاطر»، آیه 44؛ « سوره غافر»، آیه 21، 82؛ « سوره محمد»، آیه 137؛ «‌ سوره انعام»، آیه 11؛ « سوره نحل» ، آیه 36؛ « سوره نمل»،‌‌ آیه 69؛ « سوره عنكبوت»‌، آیه 20؛ « سوره روم»، آیه 42.
21. « المدخل الی التاریخ الاسلامی»، محمد فتحی عثمان/ 119، دارالنفائس للطباعة و النشر و التوزیع ، بیروت،‌الطبعة الاولی 1408هـ./1998م.
22. « سوره یوسف»،‌آیه 3، 111؛ « سوره اعراف»‌، آیه 176؛ « سوره هود»، آیه 120.
23. « التفسیر الاسلامی للتاریخ»،‌ عمادالدین خلیل/114، دارالعلم للملایین ، بیروت، الطبعة الرابعة 1983م.
24. « سوره آل عمران»، آیه 13؛ «‌سوره یوسف» ، آیه111؛ « سوره نحل»،‌ آیه 66؛ « سوره مؤمنون»، آیه 21؛ « سوره نور»، آیه 44؛ «سوره نازعات»، آیه 26.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 5 مرداد 1391
شنبه 1 مهر 1396 02:33 ب.ظ
Thanks for sharing your thoughts about کاپی. Regards
پنجشنبه 1 تیر 1396 12:18 ب.ظ
Hi i am kavin, its my first time to commenting anyplace,
when i read this post i thought i could also make comment due to this
brilliant article.
چهارشنبه 31 خرداد 1396 08:26 ب.ظ
Glad to be one of the visitants on this awe inspiring website :D.
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396 06:18 ق.ظ
It's an amazing piece of writing designed for all the internet users; they will obtain benefit from it I am sure.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی