تبلیغات
مهاجر - کرامت انسان از دیدگاه قرآن
مهاجر
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من

کرامت انسان از نگاه قرآن

 

کرامت قرآن ، گذشت ، تشویق ، هجرت

قسمت اول

 

عنوان  :  كرامت انسان از نگاه قرآن
تاریخ  :  1387/12/04                                                         (پژوهشکده باقرالعلومwww.pajoohe.com)
كلمات كلیدی  :  كرامت قرآن، گذشت ،تشویق، هجرت
نوع مقاله : نشریات
موضوع مقاله : علوم قرآنی
نویسنده :  محمدعلی سلطانی

از نگاه قرآن، كرامت انسان به عنوان یك اصل آفرینش در نظر گرفته و كرامت در سرشت انسان تنیده شده است. خداوند متعال مى فرماید: (و لقد كرّمنا بنى آدم و حملناهم فى البر و البحر و رزقناهم من الطیبات و فضلناهم على كثیر مماً خلقنا تفضیلاً)؛ ما فرزندان آدم را گرامى داشتیم، و آنان را در خشكى و دریا بر نشاندیم، از چیزهاى پاكیزه روزى اشان دادیم و آنان را بر بسیارى از آفریده هاى خود برترى آشكار دادیم.[1]

این آیه نگاه اصلى قرآن به انسان را مى نمایاند، در این آیه سخن از آفرینش انسان و امتیازات او بر دیگر موجودات است؛ از جمله این امتیازات كه انسان بر غیر خودش چیره گشته و موجودات دیگر را در اختیار خود گرفته است. مرحوم طبرسى درباره مفهوم آیه مى گوید: (یعنى آنان را به نطق، عقل، قدرت، تشخیص، چهره زیبا، قامت استوار، تدبیر امر معاش و معاد، چیرگى آنان بر هر آنچه در زمین است و به اختیار گرفتن دیگر حیوانات، تكریم كردیم.

دیدگاه مرحوم علامه طباطبایى درباره اینكه مقصود از این كرامت چیست و شامل كدام یك از انسان ها مى شود، حائز اهمیت و براى بحث مورد نظر بسیار راه گشاست، و مى نویسد: مقصود از آیه، بیان حال همه انسان ها با قطع نظر از كرامت الهى و قرب و فضیلت روحى خاص براى پاره اى از افراد است. پس این كلام شامل مشركان، كافران، فاسقان هم مى شود، و گرنه مفهوم امتنان وعتاب تحقق پیدا نمى كند. بنابراین مقصد از تكریم در: (و لقد كرّمنا بنى آدم)، تخصیص یافتن چیزى به توجه و شرافت بخشیدن به آن به وسیله چیزهایى است كه به وى اختصاص یافته و در غیر آن یافت نمى شود. تفاوت مفهوم تفصیل با تكریم در اینجا بروز پیدا مى كند، چون تكریم مفهومى اصیل ونفسى است، به این معنا كه در وجود او، شرافت و كرامت قرار داده شده است؛ در حالى كه در تفصیل هر دوى آنها در اصل عطا مشترك اند، ولى عطاى یكى بیش از دیگرى است. انسان در بین موجودات هستى مختصّ به برخوردارى از عقل گشته است… و به طور اجمالى آدمیان به سبب آنكه خداوند آنان را از بین دیگر موجودات هستى به چیزى اختصاص داده، مكرّم شده اند و با این چیز بر دیگر موجودات امتیاز یافته اند و این همان خردى است كه با آن حق را از باطل، خیر را از شرّ، و سود را از زیان باز مى شناسند)

این امتیاز چیزى جز همان انتخاب گرى و توان تشخیص نیست. خداوند متعال از این آفرینش ویژه به كرامت یاد كرده است. بنابراین در این نگرش،كرامت در اصل آفرینش انسان لحاظ و با سرشتش عجین شده است، فرارویش خشكى و دریا قرار گرفته و بر آن دو چیره گشته است، نوع تغذیه اش از پاكى هاست كه پیوند استوار با كرامت و ارزشمندى انسان دارد و بر بسیارى از آفریده هایى كه از این اهمیت برخوردار نیستند، برترى داده شده است. این نگاه باید در همه زندگى، رفتارها، گفتارها و كردارهاى انسان جارى و سارى باشد و هرگونه رفتارى كه با این اصل آفرینش انسان در تضاد باشد، از سوى هیچ كس و هیچ نیرو و قدرتى پذیرفته نیست و با انسانیت انسان ناهماهنگ است و انسان نباید چنین رفتارى را بپذیرد. قرآن در همه مواردى كه براى انسان تعیین تكلیف مى كند، این اصل را در نظر مى گیرد و در هر جا كه رفتارى با این اصل ناهماهنگ باشد، به ترك آن و هر چیزى كه این اصل را تقویت كند، بدان سفارش مى كند. شاید نیك قوامى انسان كه در آیه 4 سوره التّین در آفرینش انسان مطرح شده است، نگاهى به همین سرشت ارزشمند و كرامت مند انسان دارد كه اگر این اصل را زیر پا بگذارد،به پست ترین مرتبه پستى سقوط مى كند ولى آنان كه آن را پاس مى دارند، از این سقوط در امان مى مانند و پاداشى شایسته مى یابند. این برداشت را در ادامه مقاله به هنگام تبیین نسبت كرامت انسانى بامقوله ایمان و آرزوى اعتقاد و عمل صالح، توضیح بیشترى خواهیم داد.

اگر با توجه به آیه یاد شده در آغاز بحث، كرامت انسان را به عنوان یك اصل آفرینش در وجود انسان در نظر بگیریم، آن سان كه قرآن كریم آن را مورد تأیید قرار داده است، باید از هر نوع رفتارى كه با این اصل منافات داشته باشد، پرهیز كنیم و قرآن نیز همین منطق را در برخورد با انسان در نظر گرفته است كه در زیر به نمونه هایى اشاره مى كنیم:

1. آزادى اعتقاد

 

نخستین چیزى كه در كرامت انسان مطرح مى شود، آزادى عقیده و انتخاب است. انسانى كه به پذیرش باورى اجبار شود، حتى اگر باور درستى هم باشد، كرامت وى سركوب شده است و شخصیت انسانى او مورد اهانت قرار گرفته است. به همین سبب از نگاه قرآنى انسان براى پذیرش باورى مجبور نیست و باید در گزینش اعتقادى به اقناع دست پیدا كند. این اقناع باید در فضایى به دور از هر گونه جوّسازى و فشارهاى محسوس و نامحسوس باشد و پیامبران موظّف بودند تنها هر كدام از گزینه ها فرجام هر یك از آنها را براى مردم تبیین و تشریح كنند و موانع را كه فراروى انسان براى گزینش آگاهانه و آزادانه قرار دارد، كنار بزنند تا او بتواند آزادانه و آگاهانه، شخصیت انسانى خود را پاس دارد و كرامت خود را زیر پا نگذارد. تعبیرى كه در قرآن از پیامبران به عنوان مبشران و منذران وجود دارد، تبیین طرق كه خداوند آن را به خود نسبت مى دهد [2]تا انسا ن ها با گزینش خود شكور و كفور بودن خودشان را تثبیت كنند، اینكه خداوند به طور قاطع در برابر اندیشه (چیرگى پیامبران بر هدایت انسان ها) مقاومت مى كند و آن را بیرون از دایره وظیفه آنان مى شمارد، در همین جهت معنا پیدا مى كند. خداوند در خطاب به پیامبر اسلام مى فرماید: (فذكّر انّما انت مذكّر، لست علیهم بمصیطر؛ پس تذكّر بده كه تو تنها تذكر دهنده اى، بر آنان چیره نیستى)[3]. حتى خداوند در برابر شدت علاقه پیامبر اكرم(ص) به هدایت جامعه مى ایستد و آن را غیر لازم مى شمارد و مى گوید: (فلعلّك باخع نفسك على آثارهم ان لم یؤمنوا بهذا الحدیث اسفاً؛ شاید اگر به این سخن ایمان نیاورند، تو از اندوه جان خود را در پیگیرى كارشان تباه كنى)[4] و نیز فرموده: (لعلّك باخع نفسك ان لا یكونوا مؤمنین؛ شاید تو از اینكه ایمان نمى آورند، جان خود را تباه سازى)[5]. قرآن هدایت را امرى انتخابى با پس زمینه هاى خاص خود كه در هر كس وجود دارد، مى داند و آن را الزاماً در پیوند باعلاقه و تمایل پیامبران نمى داند و تصریح مى كند كه: (انّك لا تهدى من اجبت و لكنّ الله یهدى من یشاء و هو اعلم بالمهتدین؛ در حقیقت، تو هر كسى را كه دوست دارى، نمى توانى راهنمایى كنى، لیكن خداست كه هر كه را بخواهد راهنمایى مى كند، و او به راه یافتگان داناتر است)[6].

در سوره بقره نیز تصریح مى كند: (لیس علیك هداهم و لكنّ الله یهدى من یشاء؛ هدایت آنان بر عهده تو نیست، بلكه خدا هر كه را بخواهد، هدایت مى كند)[7]. این بیان در واقع توضیح این حقیقت است كه مقوله ایمان و كفر و باور و عدم باور، نه تنها در چهارچوب اجبار و اكراه قرار نمى گیرد، كه حتى در چهارچوب علایق و دلبستگى هاى شدید پیامبر هم قرار نمى گیرد و امرى است كه كاملاً در اختیار افراد با پس زمینه هاى خاص خودش است و این امر، امرى مجعول الهى و طبق اراده و خواست اوست كه از طریق چگونگى و شكل آفرینش و قوانین سارى و جارى در فطرت بشر اعمال مى شود. بر همین پایه است كه قرآن عدم اكراه در دین را به عنوان یك اصل مطرح مى كند و مى گوید: (لا اكراه فى الدّین قد تبیّن الرشد من الغیّ فمن یكفر بالطاغوت و یؤمن بالله فقد استمسك بالعروة الوثقى لا انفصام لها و الله سمیع علیم؛ در دین هیچ اجبارى نیست، و راه از بیراهه به خوبى آشكار شده است، پس هر كس به طاغوت كفر ورزد و به خدا ایمان آورد، به یقین به دستاویزى استوار كه آن را گسستن نیست، چنگ زده است، و خداوند شنواى داناست)[8].

در این آیه، اجبار در دین به طور كامل نفى و تنها پیامد ایمان توضیح داده شده است كه د رمقوله بشارت مى گنجد. عدم اجبار در دین در كنار تبیین راه درست و نادرست، چیزى جز حرمت گذارى به كرامت انسان نیست. كرامت انسانى در آزادى اراده و انتخاب اوست و پاسدارى از این كرامت در گرو حفظ آن آزادى در كنار تبیین راه هاى درست و نادرست است. به همین دلیل پیامبر اكرم(ص) هیچ گاه، كسى را به پذیرش دین مجبور نساخت، بلكه از راه هاى گوناگون به روشنگرى جامعه پرداخت و در مواردى كه جامعه پذیراى اندیشه او نگشت، براى زندگى مسالمت آمیز در عین حرمت گذارى به اندیشه دیگران، راهكارهایى از قبیل معاهده یا برقرارى جزیه به عنوان راهكار مشاركت در مدیریت اقتصادى جامعه را در پیش گرفت. اینكه در زندگى پیامبر اكرم(ص) به عنوان بنیان گذار اسلام، جنگ ابتدایى دیده نمى شود و همه درگیرى هاى او براى رفع مانع از تبلیغ بود كه معمولاً از سوى دیگران بر وى تحمیل مى شد، بیانگر همین واقعیت است كه پیامبر(ص) طبق دستور قرآن، بر كرامت انسان ارج مى نهاد و اصل انتخاب و گزینش را با كرامت انسانى هماهنگ مى دید و در مواردى كه اندیشه هاى او را نمى پذیرفتند، همواره راهكارهایى ارائه مى داد كه در آنها تفاهم در حدّ اقل ها وجود داشت. هنگامى كه اهل كتاب دیدگاه پیامبر(ص) را نپذیرفتند، خداوند به پیامبر(ص) دستور داد تا این پیشنهاد تفاهم آمیز مبتنى بر اصل انتخاب و گزینش را به آنان ارائه كند كه: (قل یا اهل الكتاب تعالوا الى حكمة سواء بیننا و بینكم ألاّ نعبد اِلاّ الله و لا نشرك به شیئاً و لایتخذّ بعضنا ارباباً من دون الله، فان تولوا فقولوا اشهدوا بانّا مسلمون؛ بگو؛ اى اهل كتاب، بیایید بر سر سخنى كه میان ما و شما یكسان است، بایستیم كه: جز خدا را نپرستیم و چیزى را شریك او نگردانیم،و بعضى از ما بعضى دیگر را به جاى خدا به خدایى نگیرد. پس اگر از [ این پیشنهاد] اعراض كردند، بگویید: شاهد باشید كه ما مسلمان هستیم)[9].

این پیشنهاد، در واقع یك طرح تفاهم آمیز عقیدتى بر پایه اصول و حداقل هاست، در عین حفظ اعتقادات هر كدام از طرفین، براى ایجاد زمینه زندگى مسالمت آمیز در جامعه اى با باورهاى گوناگون. در این پیشنهاد، حفظ كرامت انسان از طریق پاسدارى از آزادى عقیده و پرهیز از اجبار و اكراه دیده مى شود و قرآن در برخورد با اهل كتاب بر این اصل تأكید داشت و اجبار آنان به تغییر عقیده را نه ممكن و نه مناسب با كرامت انسانى مى دانست و اگر از سوى آنان تلاش برخلاف این حداقل انجام نمى گرفت و در مسیر برهم زدن زندگى مسالمت آمیز جامعه قدم بر نمى داشتند و با پیمان شكنى ها و تجاوزاتشان، جامعه چند باورى كریمانه اى را كه پیامبر اسلام ایجاد كرده بود برهم نمى زدند، پیامبر(ص) به جنگ با آنان نمى پرداخت. به این موضوع در بحث از جزیه كه احتمالاً پندارى آن را با اصل كرامت انسانى ناهماهنگ دانسته، درجاى دیگر خواهیم پرداخت.

در هر صورت، پیامبر اكرم(ص) به این اصل آفرینش توجّه داشت كه كرامت انسانى در حفظ آزادى انتخاب انسان در زمینه اعتقاد و باور است و نباید هیچ اجبارى به كار گرفت و باید تنها راه را روشن و واضح نشان داد تا افراد از روى آگاهى انتخاب كنند. به فرمان خداوند دراین خصوص توجه كنید: (و لو شاء ربّك لأمن من فى الأرض كلهم جمیعاً أفأنت تكره الناس حتى یكونوا مؤمنین و ما كان لنفس أن تؤمن الاّ بأذن الله و یجعل الرجس على الذین لا یعقلون؛ اگر پروردگار تو مى خواست، قطعاً هر كه در روى زمین است، همه آنان یكسر ایمان مى آوردند. پس آیا تو مردم را ناگزیر مى كنى كه بگروند؟ و هیچ كس را نرسد كه جز به اذن خدا، ایمان بیاورد، و خدا بر كسانى كه نمى اندیشند، پلیدى را قرار مى دهد).[10]

این آیات به روشنى نشان مى دهد كه اعتقاد و باور، اجبار ناپذیر است و این خواست و اراده خداوند در چگونگى آفرینش انسان است. این به واقع ارج و حرمت گزارى به انسان و حفظ كرامت اوست كه وى را به پذیرش اجبارى وا نداشته و به گونه اى آفریده است كه براى اعتقاد به راه درست باید خرد و اندیشه خودش را به كار گیرد و با كمك آیات و نشانه هاى طبیعى و به یارى راهنمایى هاى پیامبران، خودش را از گمراهى نجات دهد. اجبارناپذیرى اعتقاد و باور در سرشت انسان است و پرتوى از تكریمى است كه خداوند در آفرینش انسان لحاظ كرده است. این بحث دامنه درازى دارد كه باید در خارج از گستره یك مقاله پى گرفت و براى اثبات مدّعا همین مقدار بسنده است.

 

2.نفى تحمیق

ییكى از روش هاى دیگر قرآن براى ارج گزارى به كرامت انسان و حفظ شخصیت انسانى، نفى تحمیق از زندگى بشر است. قرآن بین كرامت و شخصت انسان با تقلید و پذیرش بى چون و چرا منافات مى بیند و به همین دلیل، همواره به تدبّر، تفكّر، تعقّل، دانش و فهم سفارش مى كند. از انسان مى خواهد كه با نگرش به محیط زندگى خودش و طبیعت موجود كه از آن به عنوان آیه و نشانه یاد مى كند، خردورزى و انتخاب گرى خودش را رشد بدهد و آگاهى و تدبیر را بر زندگى اش حاكم كند.

قرآن در عین آنكه افراد جامعه را به دین دارى فرا مى خواند و هدف پیامبران را در دین دار ساختن مردم مى بیند، اما همواره از مورد تحمیق واقع شدن انسان ها به وسیله افرادِ متولّى دستگاه دین، برحذر مى دارد. قرآن مسیحیان و یهودیان را به دلیل اینكه دانشوران و راهبان خودشان را از حد و اندازه خودشان بالا برده و در دام نیرنگ آنان گرفتار شده اند،و به بهانه دین دارى به تحمیق آنان گردن نهادند، توبیخ مى كند و مى گوید: (اتخذوا احبارهم و رهبانهم ارباباً من دون الله و المسیح بن مریم و ما أمروا الا لیعبدوا إلهاً واحداً لا اله الاّ هو سبحانه عما یشركون؛ اینان دانشمندان و راهبان خود مسیح پسر مریم را به جاى خدا به الوهیّت گرفتند، با آنكه مأمور نبودند، جز اینكه خدایى یگانه را بپرستند كه هیچ معبودى جز او نیست. منزه است او از آنچه [باوى] شریك مى گردانند)[11]. اینكه توده مردم راهبان و احبار را به عنوان ارباب خود بگیرند، به سادگى انجام نگرفته است، بلكه نخست اینان از اندیشه ورزى و نقد شخصیت ها و سخنان، دور شده و به سوى تقلید كوركورانه رفته اند و سپس آمادگى ذهنى براى پذیرش آنان به عنوان ارباب پیدا كرده اند. این كار نوعى تحمیق و ناآگاهى سازى است كه معمولاً در بین پیروان همه ادیان به وجود مى آید و عالمان دین براى استحكام موقعیت خود، تلاش مى كنند توده هاى باورمند را نخست از تفكر و خردورزى دور سازند و به تعبیرى از محتواى انسانى و كرامت بشرى جدا سازند و سپس بهره كشى از آنان را آغاز كنند و آنان را در دام خوارى ناآگاهانه و عزّت كشى كور گرفتار سازند. قرآن این واقعیّت را در زندگى یهودیان و مسیحیان چنین گزارش مى كند:( یا ایها الذین آمنوا انّ كثیراً الذّین یكنزون الذهب و الفضّة و لا ینفقوا فى سبیل الله فبشّرهم بعذاب الیم؛ اى كسانى كه ایمان آورده اید، بسیارى از دانشمندان یهود و راهبان، اموال مردم را به ناروا مى خورند، و [آنان را] از راه خدا باز مى دارند، و كسانى كه زر و سیم را گنجینه مى كنند و آن را در راه خدا هزینه نمى كنند، سپس ایشان را از عذابى دردناك خبر ده)[12].

اینكه قرآن رفتار راهبان و احبار را با توده مردم گزارش مى كند و آن را به بسیارى از آنان نسبت مى دهد و در نهایت آنان را به عذابى دردناك بشارت مى دهد، گویاى این حقیقت است كه قرآن تحمیق را به دور از كرامت شخصیت انسان مى بیند. اینكه گروهى بازیچه دیگران واقع شوند و سرنوشت و زندگى خودشان را به دست افرادى خاص بسپارند، حتى اگر این افراد خاص منسوب به دین و متصدّى رسمى دین هم باشند، از نگاه قرآن پسندیده نیست و با شخصیت و كرامت انسان ناسازگار است. قرآن ناروایى تقلید كوركورانه را نه تنها از عالمان دین، بلكه از آبا و اجدادى و به تعبیر دیگر سنت هاى قبیله اى و قومى را هم مورد تأكید قرار مى دهد. این بدان معناست كه هر آنچه بیرون از دایره خردورزى و آگاهى باشد، با كرامت انسان ناهمخوان است و باید از زندگى انسان زدوده شود.

 


 .[1]سوره اسراء آیه  70

 .[2] سوره انسان آیه  3

 .[3] سوره غایشه آیه  21 ـ 22

 .[4] سوره كهف آیه 6

 .[5] سوره شعراء آیه 3

 .[6] سوره قصص آیه 56

 .[7] سوره بقره آیه 272

 .[8] سوره بقره آیه  256

 .[9] سوره آل عمران آیه 64

 .[10] سوره یونس آیه  99 ـ 100

 .[11] سوره توبه آیه 31

 .[12] سوره توبه آیه 34

 .
 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 27 آبان 1391
دوشنبه 5 تیر 1396 07:21 ق.ظ
چلیپا از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن مناسب در آغاز
آیا واقعا حل و فصل خوب با من پس از برخی از زمان.

جایی در سراسر پاراگراف شما موفق به من مؤمن اما فقط برای کوتاه در حالی که.
من هنوز مشکل خود را با جهش در مفروضات و یک خواهد را سادگی به پر
کسانی که شکاف. که شما که می توانید انجام من
خواهد بدون شک تا پایان تحت تاثیر قرار داد.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی