تبلیغات
مهاجر - هجرت از دیدگاه اسلام
مهاجر
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من

 

 

هجرت و آغاز جدید در اسلام

هجرت و آغاز جدید در اسلام

«هجرت» در لغت: «هجرت» در لغت به معنای جدا شدن از چیزی است. به ترک وطن و کاشانه نیز به این جهت«هجرت» گویند که جدا شدن از خانه و سرزمین است. عوامل مختلفی می ‏تواند موجب«هجرت» شود. امّا قرآن کریم از هجرتی به نیکی یاد می‏ کند که برای رضایت خداوند و به سوی سرزمینی باشد که بتوان در آن، دین خویش را حفظ و آموزه‏ های آن را اجرا کرد.

اسلام و«هجرت»: در قرآن کریم«هجرت» امری واجب و مقدّس شمرده شده است. در آیه صدم از سوره نساء و دیگر آیات مربوط به هجرت، قرآن کریم به مسلمانان دستور می‏دهد که اگر در جامعه‏ای، نمی‏ توانند وظیفه خویش را انجام دهند، باید به منطقه امن دیگر هجرت کنند؛ زیرا اسلام، محدود به مکان و محیطی معین نیست. بدین ترتیب، آشکار می‏ شود که علاقه به زادگاه و امثال آن، نمی ‏تواند عذری برای هجرت نکردنِ مسلمانان باشد.

بندگی خداوند، هدف اصلی«هجرت»: هدف آفرینش انسان، بندگی خداوند است؛ بندگی‏ ای که رمز آزادگی و سرفرازی و پیروزی انسان در تمامی امور است. بنابراین هرگاه این هدف اساسی در مکانی دست یافتنی نباشد، باید از آن‏ جا هجرت کرد. چرا که زمین خدا وسیع است و باید به نقطه‏ای قدم نهاد که امکان دسترسی به این هدف میسر باشد و انسان هرگز نباید اسیر علایقی چون قبیله و وطن و خانه و کاشانه شود. امام علی (ع) در این‏باره می ‏فرمایند: «بهترین شهرها شهری است که تو را پذیرا شود و وسائل پیش‏رفت تو را فراهم سازد».

هجرت، سنتی همیشگی: «هجرت» قانونی همیشگی برای همه مکان‏ هاست؛ بدین صورت که هرگاه در جایی، آزادی مسلمانان به طور کامل سلب شود و ماندن در آن‏ جا نتیجه‏ای جز زبونی و ترک وظایف الهی نداشته باشد، وظیفه مسلمانان است که به مکان‏ هایی هجرت کنند که در آن ها آزادانه به آیین خویش بپردازند. خداوند مهربان، در آیه 56 سوره عنکبوت بندگانش را چنین راهنمایی می ‏کند: «ای بندگان من که ایمان آورده‏اید و هم‏اکنون برای انجام وظایف دینی خود، تحت فشار دشمن هستید، زمین من وسیع است. به جای دیگر هجرت کنید و تنها مرا بپرستید».

هنگام هجرت: از جمله نکاتی که می ‏توان از آیه 41 سوره نحل درباره«هجرت» برداشت کرد، این است که شخص مسلمان نباید میدان را خالی کند؛ بلکه باید تا آن‏ جا که ممکن است در مقابل سختی‏ ها ایستادگی کند و هرگاه که تحمّلِ آزار دشمن، ثمری جز جرأت یافتن و جسارت او و نیز تضعیف مسلمانان نداشت، باید هجرت کرد و با«هجرت» کسب قدرت بیشتر کرد و حق را برپا ساخت.

هجرتِ روح از تاریکی به نور: از نظر اسلام«هجرت» تنها به هجرتِ مکانی خلاصه نمی ‏شود؛ بلکه قبل از آن، باید هجرتی روحی داشت؛ هجرتی از تاریکی به سوی نور و دوری جستن از آن چه با کمالات انسانی مُغایر است. حضرت علی(ع) درباره مهاجر واقعی می ‏فرماید: «مهاجران واقعی، آنانند که از گناهان، هجرت می ‏کنند و مرتکب آن نمی‏ شوند».

نقش«هجرت» و«جهاد» در تاریخ اسلام: بررسی تاریخ اسلام نشان می دهد که دو مسئله«هجرت» و«جهاد»، عامل پیروزی اسلام در برابر دشمنان نیرومند، بوده است؛ «هجرت» سبب بقای اسلام و جهانی شدن آن و«جهاد» موجب بالندگی آن است. هم‏اکنون نیز«هجرت» در بسیاری از جوامع که امکان اجرای احکام اسلامی در آن ها نیست می ‏تواند در رساندن پیام اسلام به گوش جهانیان، ره گشا باشد.

نتایج هجرت: مهم ‏ترین نتیجه هجرت، دست ‏یابی به مکانی است که بتوان در آن، خداوند را بندگی نمود و به وظایف خویش عمل کرد. از دیگر نتایج«هجرت» تحوّل، پیشرفت و باز شدن دروازه‏ های تمدّن و اصلاحات و نیز رشد مادی در جوامع بشری است. هجرت در سرنوشت جوامع چنان جایگاهی دارد که درباره آن گفته‏اند: «در پسِ چهره هر مدنیتی، مهاجرتی پنهان است و به سخن هر جامعه بزرگی که گوش می‏ دهیم، به زبان تاریخ یا اساطیرش، از هجرتی حکایت می‏ کند».

پیروزی«مهاجران»، امری حتمی: آن چه انسان را در انجام دادن یک کار به تردید می ‏اندازد، هراس از نرسیدن به نتیجه است و چه بسا این هراس، فرد را از انجام دادن کار، منصرف کند. امّا در مورد هجرت چنین نیست؛ زیرا«مهاجر» در هر صورت پیروز و رستگار است: اگر به هجرتگاه خود برسد، به مقصود خویش که بندگی پروردگار و گزاردن وظایف خویش است، رسیده و اگر در راه«هجرت»، جان دهد، خداوند وعده کرده است که به او پاداش شایسته دهد. صفات مهاجران: هجرت همانند هر کاری نیاز به آمادگی‏ ها و توان هایی دارد. همان ‏طور که در آیه 42 سوره نحل آمده، مهاجران باید به دو صفت«صبر» و«توکّل» مجهّز باشند؛ «صبر» در برابر خواسته های نفس برای آغاز هجرت و«توکّل» برای به پایان بردن آن. هر که می ‏خواهد به هجرتی دست زند، باید نخست از علایق پست مادی دل کَنَد و سپس با توکل به خدا از پیش‏آمدها هراسی به دل راه ندهد.

نوید قرآن به مکان ‏های امن و گسترده برای مهاجران: در قرآن کریم، خداوند مسلمانانی را که در صف کافران باقی مانده و تن به ذلّت داده‏اند، نکوهش کرده، مهاجرانِ برای خدا را به زندگی بهتر نوید می‏ دهد و می ‏فرماید: «کسی که[برای خدا] هجرت کند، مکان امن فراوان و گسترده‏ای در زمین می ‏یابد».

«هجرت» موجب آمرزش گناهان: در قرآن کریم علاوه بر توبه، ایمان، عمل صالح، تقوا، انفاق پنهانی، پرهیز از گناهان کبیره، جهاد و شهادت«هجرت» از جمله سبب ‏های آمرزش گناهان شمرده شده است. خداوند در آیه 195 سوره آل عمران می ‏فرماید: «آن ها که هجرت کردند و از خانه‏ های خود بیرون رانده شدند، به یقین، گناهان شان را می ‏بخشیم و آن ها را در باغ‏های بهشتی که از زیر درختانش نهرها جاری است، وارد می ‏کنم. این پاداشی از سوی خداوند است و بهترین پاداش، نزد پروردگار است».

هجرت اصحاب کهف: مسئله«هجرت» تنها به آیین اسلام اختصاص ندارد. قبل از اسلام نیز«هجرت» وجود داشته است که از مشهورترین و مهم‏ترین آن ها، می‏ توان از«هجرت اصحاب کهف» نام برد. گروهی از جوان‏ مردان موحّد، آن هم از طبقه درباریان، برای نجات خویش و یافتن محیطی آماده برای یکتاپرستی، تصمیم به هجرت گرفتند. آنان آن چه در توان داشتند، برای زدودن زنگار شرک از دل‏ ها و نشاندن نهال توحید در قلب ‏ها صرف کردند؛ امّا غوغای بت و بت ‏پرستی در آن محیط، آن‏قدر بلند بود که نغمه های توحیدی، در گلویشان گم می‏ شد. آنان دنیای آلوده را با تمام وسعتش، زندانی جان‏ کاه و غار خشک و تاریک را در کنار بندگی خداوند، فضایی بی‏کران می ‏دیدند.
هجرت حضرت ابراهیم(ع): در میان پیامبران پیشین نیز هجرت مطرح بوده است. از جمله هجرت ‏های پیامبران، هجرت حضرت ابراهیم(ع) است که در قرآن کریم به آن اشاره شده است. حضرت ابراهیم(ع) هنگامی که پیشرفت دعوتش را در منطقه دیگری ممکن دید به همراه همسرش ساره و حضرت لوط(ع) به سرزمین بابل هجرت کرد تا دعوت توحید را در آن‏جا بگستراند. حضرت ابراهیم(ع)، انگیزه خود را از هجرت چنین بیان می‏کند: «من به سوی پروردگارم هجرت می ‏کنم؛ چرا که این راه، راه پروردگار و نیز راه رضای او و راه آیین او است».

نخستین هجرت در اسلام: نخستین هجرتی که در اسلام صورت گرفته، هجرت گروهی از مسلمانان، اعم از زن و مرد، به سرزمین حبشه در سال‏ های نخستین دعوت عمومی پیامبر(ص)(در سال پنجم بعثت) بود. آنان برای رهایی از چنگال مشرکان قریش و به جا آوردن وظایف دینی خود، به دستور پیامبر(ص) مکّه را به قصد حبشه ترک کردند و همان‏ گونه که پیش‏بینی می‏کردند، توانستند در آن‏جا در آرامش زندگی کنند و به خودسازی و تکالیف خود بپردازند. این هجرت، به نام«هجرت اوّل» معروف است.

هجرت، مبدأ تاریخ مسلمانان: هر قوم و ملیتی، یک مبدأ تاریخ خاص را برای خود انتخاب می‏ کنند. مبدأ تاریخ مسلمانان نیز در زمان حکومت خلیفه دوم، تعیین شد. هرچند در اسلام، حوادث مهمی چون ولادت پیامبر(ص)، مبعث پیامبر(ص)، فتح مکّه و رحلت پیامبر (ص) وجود داشت، ولی با پیشنهاد حضرت علی(ع) و به دلیل اهمیت فراوان هجرت پیامبر (ص) از مکّه به مدینه، این رویداد، به عنوان مبدأ تاریخ مسلمانان برگزیده شد.

اهمیت هجرت پیامبر(ص) در پیشرفت اسلام

با هجرت پیامبر(ص) از مکّه به مدینه، فصل نوی از تاریخ اسلام آغاز شد. قبل از هجرت پیامبر(ص)، مسلمانان فاقد قدرت اجتماعی و سیاسی بودند، امّا پس از هجرت پیامبر (ص)، بلافاصله دولت اسلامی تشکیل شد و با سرعت فراوانی در تمام بخش ‏ها پیش‏رفت کرد. هجرت پیامبر(ص) و دیگر مسلمانان به مدینه، موجب شد که اسلام از خطرِ نابودی در محیط خفقان‏آور مکّه نجات یابد.

هجرت پیامبر اکرم در کلام وحی

در پایان سال سیزدهم بعثت، پیامبر(ص) در پی نقشه کفّار قریش برای قتل ایشان و به فرمان الهی، از مکّه به مدینه هجرت فرمود. خداوند متعال در آیه چهلم از سوره توبه از این هجرت و نیز از امدادهای خود به پیامبرش، چنین یاد می‏ کند: «[ای کسانی که ایمان آورده‏اید] اگر پیامبر را یاری نمی‏کنید[بدانید که] خداوند او را[در مشکل‏ترین لحظات] یاری کرد، آن هنگام که کافران، او را[از مکّه] بیرون کردند، در حالی که دومین نفر بود[و تنها یک همراه داشت]. در آن هنگام که آن دو(پیامبر(ص) و ابوبکر) در غار بودند، پیامبر به همراهش می ‏گفت: «غم مخور. خدا با ماست». در این موقع، خداوند، سکینه و آرامش خود را بر او فرستاد و او را با لشکرهایی که مشاهده نمی‏کردید، تقویت کرد و گفتار کافران را پایین قرار داد. و سخن خدا بالاست و خداوند، عزیز و حکیم است».

گردهمایی بزرگان قریش، پس از پیمان عقبه دوم

پس از این که گروهی از مردم مدینه در پیمان«عقبه دوّم» با پیامبر(ص) عهد بستند که از جان ایشان حفاظت کنند، آزارها و فشارهای مشرکان بر مسلمانان مکّه افزایش یافت. به همین دلیل، پیامبر(ص) آنان را به هجرت به مدینه فرمان داد. آنان در گروه‏ های چندنفره و برخی به صورت فردی، مخفیانه و آشکارا به مدینه هجرت کردند. قریش احساس خطر کرد و منافع خویش را در معرض تهدید مسلمانان دید. از همین ‏رو برای چاره‏جویی، چهل نفر از بزرگان قریش در محلّی به نام«دارُالندْوَه (محلّ برپایی جلسات مشورتی بزرگان مکّه)» گرد هم آمدند. سخنان ابوجهل در این گردهم‏آیی، حاکی از نگرانی قریشیان است. او گفت: «هیچ کدام از قبایل عرب، عزیزتر از ما نیست. عرب در هر سال دوبار با ما پیمان می‏ بسته و ما را اکرام می‏ کرده است. پیوسته چنین بوده تا این که محمّد امین، ادّعای نبوت نمود...».

طرح نقشه قتل پیامبر اکرم در گردهم‏آیی بزرگان قریش

مهاجرت مسلمانانِ مکّه به مدینه به دستور پیامبر(ص) برای رهایی از فشارهای مشرکان و ادامه روند اسلام آوردنِ مردم، منافع مشرکان قریش را تهدید می ‏کرد. از همین ‏رو چهل نفر از بزرگان قریش که سنّ هیچ‏ یک، از چهل سال کم‏تر نبود، در محلّی به نام «دارُالنُدْوه» گرد آمدند. در این گردهم‏آیی، ابتدا ابوجهل پیشنهاد کرد که یک نفر پیامبر (ص) را بکشد و چنان چه بنی ‏هاشم به خون‏ خواهی او برخیزند، ده دیه به آن ها پرداخت شود. فرد دیگری پیشنهاد حبس پیامبر(ص) و شخص دیگری تبعید و بیرون کردن پیامبر(ص) را از مکّه پیشنهاد دادند؛ ولی هیچ‏ کدام از این پیشنهادها پذیرفته نشد. در این هنگام، کسی پیشنهاد داد که از هر قبیله، مردی دلاور انتخاب شود و سپس به اتّفاق، با شمشیرهایشان بر پیامبر(ص) حمله کنند و او را در بسترش، شبانه به قتل برسانند که در این صورت، عشیره پیامبر(ص) توانایی مقابله با تمام قبیله‏ها را نخواهند داشت و لاجَرَم به دیه او راضی می ‏شوند. این پیشنهاد پذیرفته شد. افرادی مشخصّ شدند و زمان اجرای نقشه، شب اوّل ربیع الاوّل مقرّر شد.

آگاه شدن پیامبر اکرم از نقشه مشرکان

با گسترش اسلام و هجرت مسلمانان به مدینه، منافع مشرکان مکّه تهدید می ‏شد. به همین سبب آنان در یک گردهم‏آیی، تصمیم گرفتند که پیامبر(ص) را در بسترش به قتل برسانند. حضرت علی(ع) درباره چگونگی اطّلاع یافتن پیامبر(ص) از نقشه مشرکان می ‏فرماید: «... جبرئیل بر پیامبر(ص) نازل شد و او را از نقشه، آگاه ساخت. [هم ‏چنین] او را از شبی که آنان گِرد هم می‏آیند و از ساعتی که بر بسترش هجوم می‏آورند، خبر داد. [سپس] پیامبر(ص) را به بیرون رفتن از خانه به سوی غار در وقت معین، فرمان داد». خداوند در آیه سی‏ام از سوره انفال درباره تدبیر خود برای نجات پیامبرش، می‏فرماید: «[به خاطر بیاور[هنگامی را که کافران نقشه می‏ کشیدند که تو را به زندان بیفکنند، یا به قتل برسانند یا[از مکّه] خارج سازند. آن ها چاره می ‏اندیشندند، خدا هم تدبیر می ‏کرد و خدا بهترینِ چاره‏جویان و تدبیرکنندگان است».

کفّار قریش در جستجوی پیامبر(ص)

کفّار قریش برای اجرای نقشه قتل پیامبر(ص) شبانه خانه او را محاصره کردند و صبح‏دم بر آن یورش بردند. امّا حضرت(ع) را در بستر پیامبر(ص) یافتند و از هجرت پیامبر(ع) مطّلع شدند. آن ها تمام توان و امکانات خود را برای یافتن پیامبر(ص) به کار گرفتند. تنها ابوجهل، صد شتر با ارزش را به عنوان جایزه یابنده پیامبر(ص) یا خبردهنده از مخفیگاه ایشان، قرار داد. قریشیان از بهترین ره‏یاب آن ناحیه ـ که«ابو کرزه» نام داشت ـ استفاده کردند. او ردّ پای پیامبر(ص) را تا در غاری که پیامبر(ص) در آن بود، دنبال کرد. امّا کفّار با دیدن تار تنیده بر دهانه‏های غار و لانه کبوتر در پایین آن، از رفتن به درون آن صرف‏نظر کردند و این‏ چنین جان پیامبر(ص) از خطر مصون ماند. کفّار سه روز در پی پیامبر (ص) بودند و چون او را نیافتند، از جستجو دست کشیدند.

هجرت پیامبر(ص) به مدینه از غار ثور

یک شب پس از آن ‏که پیامبر(ص) خانه خویش را ترک کرده و به غار ثور(در جنوب مکّه) رفته بود، حضرت علی(ع) و هندبن ابی هاله، به خدمتش رسیدند. پیامبر (ص) به علی (ع) فرمان داد که برای هجرت به مدینه، برای ایشان و همراهان شان شتر بخرد. در این هنگام ابوبکر اظهار داشت که من قبلاً چنین کرده‏ام. هر چند ابوبکر اصرار داشت که شترانش را رایگان، در خدمت پیامبر(ص) بگذارد، امّا پیامبر(ص) شترها را از او خریدند. پیامبر(ص) رسیدگی به تمام امورش در مکّه و بازگرداندن امانت‏ های مردم را به حضرت علی(ع) سپردند. پیامبر(ص) سه روز در غار ثور ماندند و روز چهارم به همراه ابوبکر و غلام او(عامر بن فُهیره) روانه مدینه شدند.

چرا هجرت به مدینه؟

از جمله دلایلی که موجب شد تا پیامبر(ص) مدینه را هجرتگاه خویش برگزیند به این موارد می ‏توان اشاره کرد:
الف. پیوند فامیلی پیامبر(ص) با برخی از قبیله‏های مدینه(زیرا مادر عبدالمطلّب(جدّ پیامبر) اهل مدینه بود)؛
ب. موقعیت جغرافیایی مدینه(زیرا راه مکّه از مدینه می‏گذشت)؛
ج. آبادانی و ثروت مدینه(زیرا مدینه، شهری با زراعت و رونقدار بود)؛
د. آمادگی ذهنی مردم مدینه برای پذیرش رسالت ایشان(زیرا یهودیان مدینه به آمدن پیامبر اسلام بشارت داده بودند)؛
ه. نیاز مردم آن روز مدینه به آرامش و مردی صلح‏جو(زیرا آنان از جنگ ‏های پی‏درپی دو قبیله اوس و خزرج خسته بودند)؛
و. متمدّن و با فرهنگ بودن مردم مدینه(زیرا آنان ریشه یمنی داشتند).

فرود آمدن پیامبر(ص) در«قُبا»

در ماجرای هجرت پیامبر(ص) از مکه به مدینه، پس از این ‏که پیامبر(ص) چندین روز را در راه مدینه بودند، در نزدیکی مدینه به محلّی به نام«قُبا» رسید. ایشان در آن‏ جا فرود آمدند و نامه‏ای برای علی(ع) نوشتند و او را به سوی خود فرا خواندند و خود و همراهانشان به انتظار او نشستند. حضرت علی(ع) با دریافت نامه پیامبر(ص)، آماده شد و در تاریکی شب به همراهی فاطمه(ع) همسرش، فاطمه بنت اَسَد مادرش و فاطمه بنت زبیر و نیز اُمَ ایمن کنیز پیامبر(ص) و ابوواقد(آورنده نامه پیامبر(ص) برای علی(ص))، و به اتّفاق جمعی از مستضعفان مکّه به سوی پیامبر(ص) شتافت و در قُبا، به پیامبر(ص) ملحق شد.

سرانجام هِجرت پیامبر(ص)

پیامبر(ص) که به فرمان خداوند از مکّه هجرت فرمودند، پس از روزها پیمودنِ راه و نیز پس از پیوستن علی(ع) و همراهانش به ایشان در«قُبا»، در روز جمعه شانزدهم ربیع الاوّل، در میان استقبال پرشور مردم مدینه وارد این شهر شدند و این ‏چنین برگ زرّینی در تاریخ اسلام ورق خورد. در همین روز، اوّلین نماز جمعه تاریخ اسلام به امامت شخص پیامبر (ص) برگزار شد.

نویسنده: محمد باقری‏زاده اشعری
منبع: پایگاه حوزه





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 15 بهمن 1391
چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394 12:55 ب.ظ
سلام، با حمایت مقام معظم رهبری، آقایان روحانی و ظریف مهارتهای خود را در انجام مذاکرات و حل مشکلات پیچیده نشان داده‌اند. به آنها اجازه دهید تا امور مربوط به سیاستهای خارجی‌ ایران در منطقه را نیز به عهده بگیرند.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی